|
دوستان عزيزم با خلاصه قسمت پنجاهم امپراطور دريا در خدمت شما هستم.تنها يك قسمت به پايان مجموعه امپراطور دريا باقي مانده است و ان شا الله خلاصه آخرين قسمت امپراطور دريا هفته بعد سه شنبه براي شما گذاشته خواهد شد باهم خلاصه قسمت پنجاهم را ميخوانيم
گونگ بوك و افرادش بعد از شنيدن خبر مرگ امپراطور به سرعت به شهر سلطنتي ميروند گونگ بوك از يوم جانگ دليل مرگ ناگهاني او را ميپرسد ولي يوم جانگ مگيويد كه دليلش مشخص نشده است گونگ بوك به اتاق امپراطور ميرود و با ديدن جسد امپراطور او رييس موچانگ و يون بر روي زمين مينشينند و با اشك امپراطور را صدا ميزنند

گونگ بوك بخاطر قدرتي كه به عنوان فرمانده ارتش دارد دستور ميدهد مراسم خاكسپاري امپراطور به تعويق بيفتد تا حقيقت مرگ او مشخص شود ضمنا او تمام صاحب منصبان را به جلسه اي فوري دعوت ميكند او در اين جلسه ميگويد كه مراسم خاكسپاري را به تعويق خواهد انداخت تا حقيقت مرگ امپراطور مشخص شود گروهي از پزشكان بدن امپراطور را به احتمال مسموم شدن او بررسي ميكنند

آنها در بازرسي اول نشانه اي از مسمويت پيدا نميكنند كيم يانگ كه مرگ امپراطور بوسيله او سازماندهي شده بود دستور ميدهد يكي از افرادي كه در اين ماجرا دست داشت را سريعا بكشند تا قضيه لو نرود.اين ملاقات را برادر جانگ هوا ميبيند و با تحقيق متوجه سمي به نام گل انگشت دانه چيني ميشود كه بعد از كشتن طرف آثار مسمويت آن بعد از پنج روز ظاهر ميشود او از شخصي كه كيم يانگ دستور مرگش را داده بود سوال ميپرسد اما يوم جانگ و افرادش كه براي مرگ او آمده بودند برادر جانگ هوا ( چانگ گيوم ) را نيز ميكشند

گونگ بوك بخاطر تحريك شدن صاحب منصابان بخاطر حضور او در شهر امپراطوري تصميم ميگيرد به چانگ هي باز گردد از اين طرف جانگ هوا نيز وضيفه مراقبت از شاه جديد را بر عهده ميگيرد . گونگ بوك قبل از رفتن از يوم جانگ ميخواهد كه مراقبت جانگ هوا باشد در چانگ هي گونگ بوك با جمع كردن صاحب منصبان مناطق متوسط از آنها ميخواهد در اين وضعيت بخاطر مهارتهايي كه دارند و هميشه به خاطر فساد درباريان ناديده گرفته شده به شهر امپراطوري بروند و به اعليحضرت كوچك (پسر لرد كيم ووجينگ امپراطور قبلي ) كمك كنند

كيم يانگ تصميم ميگيرد كه دختر خودش را به عنوان همسر امپراطور كوچك بكند تا با اين وسيله به عنوان پدرزن او قدرت بسيار زيادي را بدست بياورد وعملا امپراطور را تحت كنترل خود در بياورد .افرادي كه بعنوان كمك به امپراطور به شهر سلطنتي آمده بودند توسط امپراطور پذيرفته ميشوند ولي كيم يانگ در جلسه با خشونت از امپراطور ميخواهد آنها را باز گرداند زيرا گونگ بوك در فكر كنترل شهر سلطنتي ميباشد امپراطور كوچك ميترسد و نميتواند حرفي بزند

جانگ هوا نامه اي به گونگ بوك ميفرستد كه او را خبر كند ولي افراد كيم يانگ افسر محافظان او را كه حامل نامه ميباشد ميكشند .كيم يانگ با خواندن نامه جانگ هوا تصميم ميگيرد خودش به چانگ هي برود و به گونگ بوك اخطار دهد دست از مداخله در امور سلطنتي بردارد. او به ملاقتش ميرود و اين حرفها را ميزند گونگ بوك نيز به او اخطار ميدهد اگر به مداخله در امور سلطنتي ادامه دهد ارتشش را به شهر امپراطوري خواهد فرستاد

بدستور گونگ بوك چانگ هي به حالت جنگي در ميايد وآماده باش اعلام ميشود تا منتظر هر حمله اي از طرف ارتش امپراطوري باشند يوم جانگ تصميم ميگيرد خودش به چانگ هي برود و با گونگ بوك مذاكره كند شايد بتواند جلوي جنگ را بگيرد او از كيم يانگ اجازه اينكار را ميگيرد و ميگويد كه براي متوقف كردن اين جنگ حاضر است هر كاري بكند حتي اگر مجبور شود گونگ بوك را بكشد

كيم يانگ دستور ميدهد كه دو لشكر در اطراف چانگ هي مستقر شوند جانگ هوا كه متوجه شده بود يوم جانگ به چانگ هي رفته از باكيونگ ميخواهد كمكشك ند تا او به چانگ هي برود شب كه جانگ هوا و باكيونگ مخفيانه در حال رفتن هستند درگيري پيش ميايد كه باعث ميشود جانگ هوا زخمي شود. از اين طرف يوم جانگ نيز وارد چانگ هي ميشود و سرانجام اجازه ميگيرد كه با گونگ بوك صحبت كند....

عكسهاي منتخب قسمت پنجاهم امپراطور دريا
جانگ هوا و برادرش براي آخرين بار در كنار هم
يوم جانگ فرمانده گارد سلطنتي
افسر محافظان جانگ هوا
جانگ هوا از پيش گونگ بوك ميرود
چاريونگ
جانگ هواي زيبا
جانگ هوا در نمايي ديگر
فرمانده جانگ بوگو !
سه يار قديمي گونگ بوك يون و رييس موچانگ
جانگ هوا در فكر
آقا كوچولوي گونگ بوك !
يوم جانگ جانگ هوا و باكيونگ
شاد باشيد
|