|
سلام خدمت همراهان هميشگي و محترم قصري پر از جواهر
من مهران هستم برادر ميثم و همانطور كه خودش در پستش نوشت از امروز در كارهاي مهم فروشگاه بهش كمك مي كنم بچه هاي قديمي كه از وبلاگ daejanggeum با ميثم تا اينجا اومدن منو ميشناسن همونكه با اسم 99 كلي باهاتون بگو و بخند داشتم و آخرم نفهميديد من كي هستم البته سوادا جعبه سياه اون روزهاي ميثم فهميد ! از بچه هاي قديمي از تيوا و سوادا و سحر و ليندا و داريوش و كرش و آوا و يك و پانسول و خيلي ها رو هنوز يادم مونده . نميدونم كجا هستين الان بچه ها ولي اميدوارم كه همتون سالم و سلامت باشيد
من نميدونم تا كي با ميثم هستم و كمكش مي كنم چون الان دانشجو هستم ولي قول ميدم تا وقتي كه با ميثم هستم تمام تلاشمو بكنم تا بخشي از كارهاي سنگين ميثم بدوش من بيفته و از طرفي سعي كنم اين وبلاگ برگرده به روزهاي طلايي كه قبلا داشت . حرف دلمو بزنم ميثم قبلا كليپ ميزاشت متن مينوشت خيلي كارهاي قشنگ داشت بچه هاي قديمي ميومدن و اينجا با هم بحث و كل كل هاي شيريني داشتيم شايد اون روزا برنگرده ولي اميدوارم كه بتونم قانعش كنم عليرغم كار زيادش وبلاگ رو فعال تر كنه و اون روزها دوباره برگرده ميثم فقط اسم منو اينجا به عنوان نويسنده ثبت كرد تا هر وقت پيام يا كلا خبر خاصي بود اعلام كنم . پستي به اون صورت نميدم و بيشتر در كارهاي مهم فروشگاه به ميثم كمك مي كنم . اين چند روز با بخشي از مشتريان فهيم سايت يكدونه آشنا شدم و خوشحالم كه در كنار برادرم كارهاي جالبي رو دارم انجام ميدم .
در آخر هم بطور خلاصه خودمو خدمتتون معرفي مي كنم من مهران آوري نوزده سال دارم و در حال حاضر دانشجوي رشته جغرافيا و برنامه ريزي شهري هستم . هفت سال از ميثم كوچيكترم سرگرمي من هم مثل تمام بچه هاي ايراني اين روزاست . اميدوارم كه بتونم تا حد توانم تو اين قصر كوچيكي كه ميثم با دلش درست كرده در خدمت شما باشم و خاطرات زيبايي از شما داشته باشم به اميد روزهاي زيبا و طلايي آينده
|