تبليغاتX
قصري پر از جواهر

قصري پر از جواهر

فروشگاه بزرگ فيلم و سريال





Powered by WebGozar

درباره
دوستان عزيزم سلام
ما گروهي هستيم كه سال ها پيش و در هنگام پخش سريال جواهري در قصر با هم خاطره ساختيم و زندگي كرديم . دوستان قديمي همراهان هميشگي و روزهاي شيرين و پرخاطره . آن روزها گذشت ولي دوستان همواره با ما بودند و خواهند بود . حالا در راهي جديد و مسيري جديد براي خدمت به دوست داران سريال هاي كره اي با شما هستيم
تيم ترجمه قصر بعنوان قوي ترين و با كيفيت ترين تيم ترجمه سريال هاي كره اي در ايران با ارائه سريال هاي زيبا جديد و متنوع كره اي با زيرنويس فوق العاده فارسي همواره با شماست .در اين وبلاگ ميتوانيد آخرين اخبار از ترجمه سريال ها و فيلم هاي كره اي و محصولات جديد ديگر را ببينيد
دوستاني كه در خود توانايي ترجمه زبان انگليسي به فارسي را ميبينند و در اين زمينه به زبان انگليسي تسلط دارند ميتوانند از طريق شماره تماس يا ايميلي كه در قسمت انتهايي اين بخش قرار دارد با بنده در ميان بگذارند تا با ترجمه يك فايل امتحاني و موفقيت در آن بطور رسمي به تيم ترجمه پيوسته و از مزاياي آن استفاده كنند
از هموطنان عزيزمان هم درخواست داريم هرگونه نظر انتقاد يا پيشنهادي كه باعث بهبود در روند كاري ما و خدمات رساني بهتر به شماست از طريق شماره و يا ايميل ذكر شده در قسمت پايين با ما در ميان بگذارند تا ان شا الله سايت فروشگاه يكدونه هر روز بهتر از ديروز در خدمت هموطنان عزيزمان باشد با تشكر

09354407535

yekdoone@gmail.com
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
آخرين محصولات
اولين عشق پرنس
زوج تصادفي
رز سبز
رقص در آسمان
شب به شب
عاشقان
دريم كنسرت 2009
SS 501
بهشت عدن
عطر تابستان
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم آذر 1385
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
اردیبهشت 1385
نويسندگان
میثم
ستاره
آوا
مهران
پيوندها
فروشگاه يكدونه
::طراح قالب::
آمار وبلاگ

RSS


POWERED BY
BLOGFA.COM

فروشگاه بزرگ اینترنتی

فروشگاه اینترنتی یكدونه

 


سانسوريهاي قسمت نهم امپراطور دريا

با سلام

سانسوریهای قسمت نهم امپراطور دریا یکی مربوط به سکانسی میباشد که ارباب جو از بیابان با گونگ بوک ومیون برمیگردد و پیشخدمتان  به او میرسند.یکی پایش را ماساژ میدهد و ارباب جو هم با دستش به پشت یکی از خدمتکاران که برایش نوشیدنی آورده بود میزند

ماساژ دادن پای ارباب جو emperor of the sea

زنی که برایش نوشیدنی می آورد و... emperor of the sea

البته در طی این مراحل سکانسهای زیادی بوده که دخترانی که نقشهای اصلی را بازی میکنند با لباسهای نامناسب بوده اند که تلویزیون اکثر این سکانسها را حذف میکند.یکی از این نمونه ها را در قسمت نهم ببینید

چا ریونگ دختر ارباب سول پیانگ emperor of the sea

شاد باشید

 

 

نوشته شده در [شنبه بیست و یکم مهر 1386]ساعت[21:49] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


خلاصه قسمت نهم امپراطور دريا

با سلام به دوستان عزيزم خلاصه قسمت نهم امپراطور دريا را تقديم ميكنم

اما بازرگاني كه از اين ببعد او را بيشتر خواهيم ديد(ارباب جو) گونگ بوك و ميون را ميبيند كه زير خاكها مدفون شده اند وبه اين شكل آنها از مرگ نجات پيدا ميكنند ولي ارباب جو آنها را به همان محلي كه فرار كرده بودند برميگرداند.بازرگان بدنبال روسا همان كسي توسط گونگ بوك كشته شد آمده بود ولي فهميد كه او كشته شده او بسراغ گونگ بوك و ميون كه تا گردن در خاك دفن شده بودند ميرود

او با شمشيري بسوي گونگ بوك شهامت او را امتحان ميكند و مورد پسندش قرار ميگيرد تصميم ميگيرد كه آنها را بخرد او با مبلغي بيشتر آنها را دوباره بدست ميآورد و درست در لحظه اي كه آنها را در قفسي زنداني ميبرند يون جان فرا ميرسداما يون جان دير رسيده بود و شخصي كه آنها را فروخته بود بدروغ گفت كه آنها در فرار كشته شده اند .يون جان نيزبازميگردد

بانو جمي به ديدار رييس جديد جزيره موجينجو ميرود و براي او سه هزار سكه نقره ميبرد.او در صحبت با او در مورد تجارت مستقيم با چين كه تا اين لحظه فقط مخصوص دولت  بود صحبت ميكند كه اگر او با صحبتهايش باعث شود اينكار انجام شود خزانه مالي آنها بيشتر خواهد شد

 گونگ بوك و ميون به منزل ارباب جو ميروند ودر آنجا گروهي از افراد جنگجو را ميبينند كه در حال تمرين هستند.ارباب جو به افسرش ميگويد كه آنها را امتحان كند گرچه در اين نبرد گونگ بوك و ميون شكست ميخورند ولي آن افسر ميگويد كه مدتهاست افرادي جنگجو به اين خوبي نديده است.آنها را به اتاقي ميبرند ودختران پيشخدمت براي آنها غذاهاي لذيذ مي آورند

گونگ بوك و ميون به ملاقات ارباب جو فرستاده ميشوند و در آنجا ارباب جو به آنها ميگويد كه اينجا محلي است كه آنها گلادياتورها را تربيت ميكنند وآنها اگر پيروز شوند بهترين زندگي را خواهند داشت واگر در مبارزه ببازند كه كشته خواهند شد

از طرفي بانو جمي رهبري گروه تجاري كه قصد رفتن به يانگزو در چين را دارند را به جانگ هوا ميدهد.او نيز ليست وسايل براي بردن را به روساي بازرگاني ميگويد بازرگانان منتخب هم جهت رفتن به چين انتخاب ميشوند.از اين طرف هم مهارتهاي جنگي به افراد جديد آموزش داده ميشوددر ادامه آنها دختر بازرگان چاريونگ و محافظ كاروان هاجين را ميبينيم كه در حال رفتن گروهي به آنها حمله ميكنند ولي هاجين همه آنها را ميكشد

 از اين طرف ارباب سول پيانگ رهبري گروه تجاري را بجاي دخترش به ارباب كو ميدهد و همين باعث ميشود زندگي دخترش نجات پيدا كند چون در حمله يون جان به اين كاروان تمام افراد كشته ميشوند از جمله ارباب كو

ارباب سول پيانگ براي گرفتن نيرو به پيش ارباب جو ميرود در اينجا مهارتهاي فردي گونگ بوك بسيار افزايش پيدا كرده است.سول پيانگ گونگ بوك را ميبيند و ميخواهد اورا بخرد ولي ارباب جو ميگويد كه او را براي مسابقه ميخواهد بنابر اين سول پيانگ پول آنها را به ارباب جو ميدهد تا بعد از مسابقه او را به او تحويل دهد آموزشهاي سخت گونگ بوك و ميون همچنان ادامه دارد

 

خرید مجموعه امپراطور دریا و جشنواره ها وفیلمهای یانگوم

 

 

نوشته شده در [شنبه بیست و یکم مهر 1386]ساعت[21:42] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


عكسهاي منتخب قسمت نهم امپراطور دريا

با سلام عکسهای منتخب قسمت نهم را ملاحظه میکنید

گونگ بوک و میون تا گردن در خاک بیابان emperor of the sea

یون جان emperor of the sea

بانو جمی emperor of the sea

پیشخدمتان منزل ارباب جو emperor of the sea

جانگ هوای زیبا emperor of the sea

هاجین دختر مورد علاقه میون emperor of the sea

گونگ بوک وبالا رفتن از صخره ها emperor of the sea

 

نوشته شده در [شنبه بیست و یکم مهر 1386]ساعت[21:34] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


رقیب سرسخت گونگ بوک : یون جان

رمضان رفت و عید رمضان آمد ، صد حیف که آن رفت و صد شکر که این آمد

عید سعید فطر بر همه دوستداران حضرت دوست مبارک باد

سایز اصلی

        سایز اصلی

 

 

نوشته شده در [شنبه بیست و یکم مهر 1386]ساعت[15:56] توسط[ستاره] | AddThis Social Bookmark Button


دوستانه همیشگی(یانگوم&یونسنگ)

سلام بروبچس.امیدوارم خوب باشید.منم این عید فرخنده رو به همه تبریک میگم.

اولیش که تکراری نیست ولی دومیش نمیدونم. قشنگ بود گذاشتمش.

موفق باشید

نوشته شده در [شنبه بیست و یکم مهر 1386]ساعت[15:42] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


سری دوم عکس های یادی از گذشته

سلام

عید همه مبارک

اینم عکسای من

پس کلیپ رو نخواستین؟

جایی پیداش نمیکنین ها

این کیه؟؟چقدر چهرش متفاوته

این یکی کیه؟اینو دیگه جایی ندیدین با این لباس

پزشک یونگ در حال تعجب

ریش اینوووو

ما دو نفر!!

تفاوت بین این دو عکس رو بیابید(7 تفاوت!!)

بای تا سری بعد

نوشته شده در [شنبه بیست و یکم مهر 1386]ساعت[13:45] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


عیدی شما=20عدد کلیپ+تکست تابستون کوتاهه+یه چیزی

با سلام...

این پست مثل بمب صدا میده میگی نه گوشاتو تیز کن تا بشنوی.

۱-اولین عیدی واسه دوستداران پرشین رپ میباشد.تکست کامل تابستون کوتاهه که خودم با هزار بدبختی نوشتمش.واقعا تکست نوشتن سخته اما نوشتم چون قولشو داده بودم.

تکست کامل تابستون کوتاهه

 

۲-برای دوستداران لی یونگ ا یا همون یانگوم که ۲۰ عدد کلیپ با حجمهای مختلف از یک مگ تااااااااااا ۱۰۰ مگ که براتون میزارم با عکساشون.

 

عکس کلیپ اول

دانلود کلیپ اول

 

عکس کلیپ دوم

دانلود کلیپ دوم

 

عکس کلیپ سوم

دانلود کلیپ سوم

 

عکس کلیپ چهارم 1

عکس کلیپ چهارم 2

دانلود کلیپ چهارم

 

عکس کلیپ پنجم

دانلود کلیپ پنجم

 

عکس کلیپ ششم

دانلود کلیپ ششم

 

عکس کلیپ هفتم

دانلود کلیپ هفتم

 

عکس کلیپ هشتم

دانلود کلیپ هشتم

 

عکس کلیپ نهم

دانلود کلیپ نهم

 

عکس کلیپ دهم

دانلود کلیپ دهم

 

عکس کلیپ یازدهم

دانلود کلیپ یازدهم

 

عکس کلیپ دوازدهم

دانلود کلیپ دوازدهم

 

عکس کلیپ سیزدهم

دانلود کلیپ سیزدهم

 

عکس کلیپ چهاردهم

دانلود کلیپ چهاردهم

 

عکس کلیپ پانزدهم

دانلود کلیپ پانزدهم

 

عکس کلیپ شانزدهم

دانلود کلیپ شانزدهم

 

عکس کلیپ هفدهم

دانلود کلیپ هفدهم

 

عکس کلیپ هجدهم

دانلود کلیپ هجدهم

 

عکس کلیپ نوزدهم

دانلود کلیپ نوزدهم

 

خوب حالا فکر کنم بشه اسم اینو گذاشت ترکوندن نظر شما چیه؟چند وقتی میشد کلیپ نزده بودم.فکر کنم از کلیپ سیر شده باشین.

حالا بریم سر اصل مطلب یعنی عیدیمون واسه رفقا.

۳-از افرادی که الان اعصابشون کمی در همه و قاطیه میگم اینو نخونن.این کمی شوخی با شماست که بازدید کننده ی ثابت ما هستین که توسط خودم درست شده.هیچ قصدی درش به کار نرفته و فقط برای خنده و شوخیه.در این قسمت یکمی دوستان رو مسخره میکنیم.

 

نسرین:سلام.خوبی؟.کاری نداری؟.بابای.بادبادک.قارقارک.

علیرضا:bussy.not at my desk.no pm plz.jane man pm nade.toro khoda pm nade.joone madaret pm nade.toro ghoran pm nade

امیر علی:من نمیتونم با نفرت زندگی کنم.من نمیتونم با اعصاب خورد زندگی کنم.من نمیتونم با کینه زندگی کنم.من نمیتونم بدون قرمه سبزی زندگی کنم.من نمیتونم بدون جوراب زندگی کنم.من نمیتونم زندگی کنم.

میثم:(چیزی برای مسخره کردن وجود ندارد.یه وقت اخراج میشم)

سوادا:سلام.من پسرما.خوبی؟.چه خبرا؟.به به چه عجب.بای بای.

رضا(بان هن عزیز):(چیزی برای مسخره کردن وجود ندارد)

کیانا:سلام حاج آقا.سلام آقا.سلامینا.سلامتینا.سولامینا

امیر:سلام بر شما.شما خوب هستید.شما چکارهایی انجام میدهید شما.

سامان:سلام.خوبی؟بای

مسعود:ای ول.دو ول.سه ول.چهار ور.پنج در.یه خونه ی شش در میخوام.

حالا برای اینکه حرصتون خالی بشه توی نظرات میتونین تا دلتون بخواد من رو مسخره کنین.راستی اگر کسی فکر میکنه بهش بر خورده تو نظرات بگه تا اون قسنتی که اون شخص هست رو حذف کنم.

 

 

وای خدا ساعت رو نگاه کن.۳:۵۰.من چرا تا الان بیدارم؟خوب مسعود اومده بود بعد از وقتها تا الان حرف میزدیم با هم.راستی بچه ها یک وب با کمک امیر جان زدیم که خوشحال میشم سر بزنین توی پیوندها (بزرگترین وب رپ و پاپ فارسی) البته کارم تو اونجا هیچ لطمه ای به اینجا نمیزنه ها.اونجا داست اینجا هم جداست.خیلی به هم ربط ندارن.نمیدونم چرا هیچکس منو باور نداره که آدمم.منم آدمم.بعضی چیزا دست خودم نیست.

عید رو یکایکتون تبریک میگم

موفق باشید

نوکر همه ی شما به جز یک نفر sIaVasH

نوشته شده در [شنبه بیست و یکم مهر 1386]ساعت[3:42] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


با سلامی مجدد و چند عکس زیبا از یانگوم

با سلام.............

اول این  عکس رو ببینیت تا صفاشو ببرید.

 

دوما .اول خواستم تو پیغامنگار یا نظرات بگم بعد فکر کردم شاید خونده نشه.

مشکلی در یک جایی پیش اومد که (ک) تو پیغامنگار وقتی من نبودم با یک نفر بحثش شده بود که سیاوش جبهه گرفت و چرا ناراحت شد و چرا رفت و .........باید بگم من نه جبهه گرفتم نه ناراحت شدم نه چیز دیگه وقتی در یک جمع یک نفر به یکی دیگه بگه بیا مسنجر با هم گفت و مان کنیم و اون شخص نمیتونه مسنجر بره خوب من وظیفه ی خودم دونستم که شر رو کم کنم و برم تا راحت بدون مزاحم به گفت ومان بپردازید.نوکر همتونم هستم در بست به جز یه نفر.

سوما بابت غیبت جمعه هم شرمنده رفته بودم به عموم سر بزنم به هر حال ببخشید.

چهارما عید فطر بر همه ی شما مبارک باد عیدیتون هم فردا میدم.

پنجما لعنت به هر چی بی معرفته.

ششما چقدر قسمت ۵۰ سانسور داشت!!!!!!!!!!!!!!!!

هفتما موفق باشید

پایان..............

نوشته شده در [شنبه بیست و یکم مهر 1386]ساعت[0:36] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


خلاصه قسمت پنجاه و یکم جواهری در قصر

 با سلام به دوستان عزيزم
پيشاپيش عيد سعيد فطر عيد عاشقان و عيد شادي دل مسلمين بعد از يك ماه مهماني در سفره آسماني خداوند عيد رحمت وعيد بركت وسعید فطر را به تمامي هموطنان عزيزم تبريگ ميگويم.ان شا الله اين ماه عزيز منشا خير و بركت براي همه انسانهاي نيازمند ايران زمين بوده باشد.با شادي اين عيد خلاصه قسمتي ديگر از مجموعه جواهري در قصر را تقديم ميكنم


يانگوم كه از پزشك مخصوص پادشاه شدن مايوس شده از پادشاه ميخواهد كه فرمانش را پس بگيرد ولي در همين لحظه پيشكار يونگ وارد ميشود وميگويد كه پرنس كيونگ پسر ملكه وضعيت بدي دارد دكتر يونگ نيز براي فهميدن بيماري او او را معاينه ميكند ملكه نيز در صحبت با پادشاه از بي تفاوتي پادشاه نسبت به پسرش ميگويد

يانگوم نيز در صحبت با افسر مين درباره علت كارش ميگويد كه بخاطر نرنجيدن استادانش وهمچنين خراب نشدن حال يون سنگ اينكار را انجام داده است.پادشاه نيز در قدمي كه با يانگوم ميزند ميگويد كه نوشيدنيهايي كه او قبل از پادشاه شدنش براي او آورده باعث شد تا او پادشاه شود!

افسر مين از طرف پادشاه احظار ميشود در اين جلسه افسر مين از پادشاه درخواست ميكند كه او يانگوم را به عنوان پزشك شخصي خودش منصوب كند.پادشاه علت را ميپرسد كه چرا او تنها نفري است كه با اين موضوع موافق است؟افسر مين به لياقت يانگوم واينكه بارها جان خاندان سلطنتي را نجات داده اشاره ميكند وميگويد كه بايد به لياقت افراد و پشتكار آنها توجه كرد حالا مرد باشد يا زن

صاحب منصبان از اينكه افسر مين با پادشاه چنين صحبتي كرده عصباني ميشوند ودر فكر راهي مي افتند كه افسر مين را از ميدان بدر ببرند.در مركز بيماريهاي عمومي نيز عده اي از مردم مستمند وارد ميشوند كه با حرفهاي يانگوم آنها در اين مركز بستري ميشوند و يانگوم ميفهمد كه بيماري آبله شايع شده است


ملكه از اينكه پسرش را نميتواند ملاقات كند بسيار ناراحت است وبهر شكلي ميخواهد وارد اتاق او شود ولي با صحبتهاي ملكه مادر او از اينكار باز ميماند.ملكه نيز براي نجات جان پسرش دعا ميكند


بيماري آبله كم كم فراگيرتر ميشود يانگوم كاري ميكند كه بيماران مبتلا به  مركز بيماريهاي عمومي منتقل شوند .دكتر شين ودكتر جو بهمراه شين بي و بانوان پزشك به اين مركز مي آيند. يانگوم براي تحقيق در مورد بيماري كلبه اي ساده در منطقه اي درست كرده بود كه دكتر شين وباقي پزشكان براي ديدن او به آنجا ميروند

از اين طرف اصرار ملكه براي ديدن پسرش ادامه دارد دبا فرياد پسرش او وارد اتاق ميشود.حال او بسيار خراب است وپادشاه دستور ميدهد به هر صورتي كه شده درمان اين بيماري را پيدا كنند دكتر شين به حرفهاي پادشاه فكر ميكند و هنگام شب به همان كلبه اي كه يانگوم در آن است ميرود تا ببيند كه او در آن كلبه با بيماران چه ميكند

ملكه نيز بخاطر نگراني پسرش نميتواند چيزي بخورد.اما يانگوم موفق ميشود يكي از پسران كوچك را كه آبله گرفته بود را درمان كند از اينطرف يانگ داك هم وارد اين كلبه ميشود واز روش درمان يانگوم ميپرسد اما او ميگويد كه هنوز درماني پيدا نكرده واو با يك سري كارهاي مختلف توانسته او را درمان كند.ملكه با شنيدن درمان آن پسر كوچك به ملاقت يانگوم ميرود واز او ميخواهد كه پسرش را درمان كند

افسر مين نيز به پادشاه گزارش ميدهد كه گسترش آبله بخاطر تصميم سريع يانگوم متوقف شده واو اكنون در حال درمان پسر او ميباشد.دكتر يونگ بهمراه يانگوم وساير بانوان پزشك در مورد بيماريهاي پسر پادشاه صحبت ميكنند .درمان آنها سرانجام به نتيجه ميرسد و يانگوم پسر پادشاه را نجات ميدهد

پادشاه نيز به او پاداش ميدهد ودر جمع صاحب منصبان اعلام ميكند كه او را به عنوان پزشك شخصي خودش انتخاب ميكند.صاحب منصبان همگي از اينكه يك زن به چنين مقامي برسد ناراحت هستند و در جلسه اي به اين نتيجه ميرسند كه اين نقشه افسر مين ميباشد

 

آنها دوباره به ملاقات پادشاه ميروند و از پادشاه ميخواهند كه اينكار را انجام ندهد در اين زمان دكتر شين وارد ميشود ونامه اي را به پادشاه ميدهد كه در آن ذكر شده همه پزشكان داروخانه سلطنتي با اين دستور موافقند و علت آنرا براي پادشاه توضيح ميدهد.يكي از وزرا ميگويد كه پادشاه اين كار سلسله چوسان را ميلرزاند پادشاه دستور ميدهد يانگوم مقام هفتم قصر شود.وزيري ديگر ميگويد كه من صدبار اينرا به شما ميگويم اينكار درست نيست پادشاه دستور ميدهد كه يانگوم رتبه ششم قصر شود .همه از تحجب دهانشان باز ميماند وپادشاه به افسر مين دستور ميدهد كه فرمان را اجرا كند

 

عید سعید فطر بر عاشقان مبارک باد


 

نوشته شده در [جمعه بیستم مهر 1386]ساعت[23:59] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


بانو جمی...بانو بده

  

حلول ماه شوال و عید سعید

 فطر بر تمامی مسلمانان مبارک باد

 

خب دوستان امیدوارم نماز و روزه های شما مورد قبول به درگاه باری تعالی.

خوش به حالتون عید فطر و در کنار کنار خانواده واقعا عجب حالی می ده نه. ما که اینجا تو شهر غریب 

حالا تازه فردا کلاس داریم می دونین که. خب به هر حال ما هر کاری که می کنیم فقط و فقط برای امنیت

شما عزیزان است و بس.

دوستان تو این لحظات حسین دوست عزیزمان را فراموش نکنید اون الآن زیر سرم و آمپول و هزار کوفت و

زهر مار دیگه که خدا می دونه چقدر دردناکه...واقعا ...حسین جان امیدوارم به حق یک دونه پسر امام 

رضا دوباره با سلامت بیشتر برمی گردی عزیزم.... 

                

نوشته شده در [جمعه بیستم مهر 1386]ساعت[21:2] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


گونگ بوک همیشه قهرمان

   خب این هم عکسی از گونگ بوک. که الآن جایگزین افسر مین جانگو شده است... و الآن 

همه حرکات او را تقلید میکنن مخصوصا بچه ها...              

                        

نوشته شده در [جمعه بیستم مهر 1386]ساعت[20:44] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


امپراطوری در جزیره

این هم یک عکس از یکی از نقش های اصلی سریال امپراطور دریا. اگه گفتین کیه؟؟؟؟؟؟؟؟

به نظر  من  امپراطور  دریا  سریالی  است  کاملا  شبیه  سریال  قصه های  جزیره  یا  امیلی  در نیومن

احساساتی و عاشقانه. نظر شما چیه؟ اما سریالی بسیار زیبا حتی زیباتر از جواهری در... 

                  

نوشته شده در [جمعه بیستم مهر 1386]ساعت[20:38] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


دیروز و امروز

سلام دوستان. شب بر همه ی شما خوش. این هم بانو جانگ هوآی امروز به جای بانو یانگوم دیروز

         

نوشته شده در [جمعه بیستم مهر 1386]ساعت[20:30] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


فعلا بای

با سلام...

خوب بچه ها نوکر همتون سیاوش هستم.یه ۱۰ روزی باید برم مونیخ زیر تیغ جراهی.۲۰ درصد تموم میکنم یعنی قلبم وای میسته.۸۰ درصد هم میام.البته به نظر خودم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ درصد میام چون هنوز خیلی اینجا کار دارم.هنوز زوده برم اون دنیا.بیخیال سرتون رو درد نمیارم.اومدم بگم ۱۰ روزی رو نیستم دیگه.نگران نشین.

بای به تمام دوستانه گلم(آبجی کیانا.رضا جان.امیره گل.امیر علی گلم.محمد.سامان.سوادا.مسعوده گلم.ستاره خانوم.شکوفه خانوم.امیر سوزوکی که سرور ماست.علی سنتوری.علیرضا.بهاره.خاله نسرین.میثم.باز هم آبجی کیانا)اگه کسی از قلم افتاد شرمنده.نیام ببینم منو یادتون رفته ها.میگم بر میگردم یعنی بر میگردم.اااااااااااا.اصرار نکنین باید برم.ااااااااااااا.ول کن.خیلی دوست داشتم.....بیخیال اینجا که جای گفتم آرزوهام نیست.

بای به همتون.راستی امشب میرم ۱۰ روز دیگه میام نیام ببینم منو یادتون رفته.

منتظر باشید

و مفق باشید

بای به همه

 

نوشته شده در [جمعه بیستم مهر 1386]ساعت[17:1] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


سری اول عکس های یادی از گذشته

سلام بروبچز

عید فطر مبارک

بازگشت موفقیت آمیز المپیادی های نجوم رو تبریک میگم

یه کلیپ خیییییییییییلی باحال از یانگو دارم برا موبایل

میخواین بذارم؟

اگه ببینین میمیرین از خنده.میخواین یا نه؟؟؟

اینم عکسهای این دفعه

یادی از گذشته

6 نقش اصلی سریال در کنار هم

یانگوم

یانگوم-بانوی آشپزخانه ی دربار

یانگوم در حال آموزش

بانوی خود شیرین!!

بانوی ممممممممممممممن

فقط بگم عکس ها جدیده و هیچ وبلاگی هنوز این عکس ها رو نداره

پس از دست ندید

منتظر جوابم

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[21:27] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


سانسوريهاي قسمت هشتم امپراطور دريا

سلام دوستان عزیز

سانسوریهای قسمت هشتم یکی مربوط به صحنه رقص دختران در مهمانی بانو جمی و دیگری مربوط به سکانسی است که بانو جمی با جانگ هوا صحبت میکند وبخاطر لباسش این سکانس حذف میشود

رقص دختران 1 emperor of the sea

رقص دختران 2 emperor of the sea

جانگ هوا در این مراسم emperor of the sea

اين دو  عكس هم مربوط به سكانس حرف زدن بانو جمي است كه بخاطر لباسش حذف شد

بانو جمي 1 emperor of the sea

بانو جمی 2 emperor of the sea

 

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[18:58] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


خلاصه قسمت هشتم امپراطور دريا

سلام دوستان عزيز.خلاصه قسمت هشتم امپراطور دريا را تقديم ميكنم

گونگ بوك و ميون وارد قلعه اي ميشوند و در آنجا بازرگاني با آنها صحبت ميكند و از آنها كار كردن سخت ميخواهد.مشكل آنها اين است كه زبان چيني بلد نيستند.گونگ بوك از فرط خستگي خواب جانگ هوا را ميبيند ولي در خواب هم به او نميرسد

شب هنگام افراد زنداني آنها را ميزنند و آنها را با رييس روسا آشنا ميكنند كه او اولين رييس زندان است وبايد حرفهاي او را گوش كنند.زنگ غذا بصدا در ميايد ولي چون آنها اين زنگ را نميشناسند دير ميرسند.يكي از افراد رييس اول به آنها ميگويد كه آنها چگونه ميتوانند بدون غذا زنده بمانند.او توضيح ميدهد كه به فكر فرار نباشند زيرا تا كيلومترها خبري از هيچ شهري نيست وآنها بايد به اين فكر كنند كه در اينجا بتوانند فقط زنده بمانند

بانو جمي در صحبتي با جانگ هوا از اين ميگويد كه دختران آنجا فكر ميكنند او زن بدون قلب وسختگيري است اما جانگ هوا ميگويد كه آنها هنوز كوچكند و چيزي نميفهمند بانو جمي از احساس جانگ هوا نسبت به خودش ميپرسد. جانگ هوا احساسش را ميگويد و سپس توضيح ميدهد كه اين احساس به اين خاطر است كه او قدرت و گستردگي در كارش دارد و قلبي براي فكر كردن به احساسات احتياج ندارد.بانو جمي نيز از احساس مادري نسبت به او ميگويد واينكه بايد شخصي را مناسب براي ازدواج با او انتخاب كند(این سکانس بخاطر لباس بانو جمی نشان داده نشد)

در بازار جانگ هوا با پدر سون جانگ صحبت ميكند واو از بازار و مغازه هاي مختلف آن ميگويد و به او زني را نشان ميدهد كه هدايت كننده يك مغازه چيني است مغازه اي كه مربوط به ارباب لي ميباشد.در آنجا جانگ هوا يون جان را ميبيند وبه او ميگويد كه ميخواهد با او صحبت كند.از او ميخواهد كه مهارتهاي تجارت را در مغازه او يا دبگيرد.در آنجا زن مسئول ميگويد كه نميتواند به جانگ هوا آموزش دهد وجانگ هوا بايد مانند كارگرها كار كند تا ياد بگيرد.عليرغم حرفهاي يون جان جانگ هوا قبول ميكند وبراي اولين كارش پنج طاق ابريشم را بايد بفروشد

 در منزل يكي از افراد متمول جانگ هوا پارچه ها را نشان ميدهد ولي بانوي خانه آنها را قبول نميكند جانگ هوا با ديدن تابلوهاي نقاشي ميگويد كه پشت سر آن تابلوهاي نقاشي بايد ابريشم باشد نه كاغذ وخودش با نقاشي زيبايي كه ميكشد سرانجام پارچه هاي ابريشم را ميفروشد

يون جان كتابهاي تجارت آنها را به جانگ هوا ميدهد وميگويد كه به او كمك ميكند تا آنها را ياد بگيرد.جانگ هوا نيز شبانه روز مشغول ياد گرفتن ميشود وبزودي آنها را تمام ميكند.در ساحل جانگ هوا و يون جان صحبت ميكنند و او ميگويد كه براي بار اول او را در چانگ هي ديده جانگ هوا از افرادي كه از راه دريا برده شدند ميپرسد(گونگ بوك و ميون) اما در ادامه صحبت يون جان از جانگ هوا ميگويد واز روزهاي گذشته و آشنايي با او

در منزل بانو جمي به ديدار جانگ هوا مي آيد وبه او ميگويد كه پسر يكي از صاحب منصبان عاشق او شده است ام جانگ هوا ميگويد كه قصد ازدواج ندارد ودر عوض از كتابهاي تجارت كه همه آمارها را در آن طبقه بندي كرده ميگويد بانو جمي نيز به او مسئوليتي در بازار موجينجو ميدهد.

گونگ بوك و ميون در سختترين وضع زندگي ميكنند.ميون گوشتي را ميدزدد اما افراد رييس او را ميبينند واين باعث ميشود آنها را دستگير كنند رييس ميخواهد با چاقويي ميون را زخمي كند گونگ بوك از او ميخواهد كه آنها را ببخشند ولي او قبول نميكند وميون را زخمي ميكند گونگ بوك نيز عصباني ميشود وطي نبردي رييس را ميكشد بدستور رييس قلعه آنها را از طناب آويزان ميكنند

از آنطرف ارباب لي به يون جان ميگويد كه تجارت ابريشم از جاده ابريشم توسط سول پيانگ بدون دردسر هميشه انجام ميگيرد وكاروانهاي آنهابدون هيچ دردسري به مقصد ميرسند وسود خوبي ميبرند.او به يون جان ميگويد كه او بايد جلوي كاروانهاي آنها را بگيرد تا كاروانهاي آنها فقط از آنجا گذر كنند

 يون جان وقتي از جانگ دال ميشنود كه او با استفاده از قدرتش گونگ بوك وميون را براي ساختن ديواري كيلومترها دورتر فرستاده آنقدر عصباني ميشود كه او را به باد كتك ميگيرد.صبح زود نيز براي نجات آنها راهي ميشود

گونگ بوك و ميون عليرغم چند روز بي آبي زنده ميمانند وگونگ بوك بعنوان رييس جديد آنها ميشود.اما بزودي آنها را به نقطه اي ديگر ميفرستند گونگ بوك وميون بين راه فرار ميكنند اما بي آبي باعث ميشود كه اسي كه هر دو آنها را حمل ميكرد بميرد و آنها پياده به راهشان ادامه دهند.ديگر تواني براي آنها با قي نمانده افراد قلعه هم براي پيدا كردن آنها راهي ميشوند ولي آنها را پيدا نميكنند .اما گونگ بوك و ميون از بي آب وغذايي بيهوش ميشوند

 

خرید امپراطور دریا و جشنواره ها و فیلمهای دیگر یانگوم

 

 

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[18:52] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


عكسهاي منتخب قسمت هشتم امپراطور دريا

سلام دوستان

عکسهای منتخب قسمت هشتم

بانو جمی در حال مالیدن عطر به لپاش! emperor of the sea

گونگ بوک و میون و برده های دیگر در بیابان emperor of the sea

جانگ هوا مسئول پذیرایی از مهمانان emperor of the sea

نقاشی جانگ هوا بر روی ابریشم emperor of the sea

بانو جمی emperor of the sea

یون جان و بانو جانگ هوا emperor of the sea

جانگ هوا وبانو جمی emperor of the sea

قدم زدن جانگ هوا ویون جان emperor of the sea

گونگ بوک وجانگ هوا در بیابان emperor of the sea

 

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[18:44] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


یونسنگ

سلام دوستان گلم. من دوباره اومدم.تقریبا یک ماهی هست که پست ندادم انگار با نزدیک شدن به پایان سریال این وبلاگم کم کم داره از این سریال دور میشه. حالا نمی دونم چرا آمار وب اینقدر اومده پایین؟؟؟؟!!!!!

 چند تا عکس از یونسنگ ببینید،امیدوارم خوشتون بیاد و تکراری نباشه.

یونسنگ با لباسی زیبا

یونسنگ با نگاهی زیبا

یونسنگ در حال تاب خوردن

lee yeong ae

 

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[17:20] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


چند عکس بسیار زیبا از یانگوم

با سلام...

چنتا عکس زیبا براتون گیر آوردم امیدوارم لذت ببرید.واسه عید هم شنبه یک پستی میزارم صفاشو ببرید.مطمئنا لذت میبرید یک سوپرایز بزرگ دارم آماده میکنم واسه شنبه.چیزی نگم بهتره میخوام سورپرایز بشین .حالا چون اصرار میکنین یکمیشو میگم.۳ تا سوپرایزه.۱-برای پرشین رپ دوستان ۲-برایدوستداران یانگوم و لی یونگ ا ۳-برای رفقای وب یا همون بازدید کنندگان ثابتمون که آخر سوپراسزه.

میگم چقدر بده آدم بی روحیه بشه در ظاهر هیچیش نیست اما در باطن.....

حالا تا عکسها آپ بشن هی میخوام بنویسم.

بهتره صبر کنم.خوب آپ شد.

 

اولیش یک عکس ۴ در یک میباشد به سبک کلاسیک یا همون سیاه سفید خودمون.

 یانگوم به سبک کلاسیک در نگاه

 

دومیش یک عدد والپپر زیبا میباشد که یانگوم در کنار تبلیغات خودش واستاده.

 والپپری زیبا از یانگوم در کنار تبلیغات خودش

 

اینم یک عکس زیبا از سریال

 عکسی زیبا از یانگوم در حین بازی

 

اینم یه عکس همینجوری که پستمون خشک نباشه.

 امروز روز جالبی بود برام ۳ تا زنگ رو فوتبال زدیم منم دروازه بان بودم دستم درد میکنه اینقدر در معرض برخورد توپ بود.اما جالبتر از اون یک موضوع دیگه بود که. بیخیال...

 

حسین راستی ناراحت نباش اینجا یک قانونی داریم اینکه تو غم و شادی همدیگه شریکیم.مطمئن باش هممون دستامون میره بالا و از خدای خودمون شفای دوستمون رو میخوایم.مطمئن باش خدا واسه کاراش دلیل داره.هممون برات دعا میکنیم.

موفق باشید

 

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[17:19] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


بازگشت يانگومه 3

ببين دوباره به هم رسيديم يانگوم  امير از سفر اومد اما چه كوتاه است اين سفر اخر كه جانم را گرفت

خوبين همه واي كه دلم تنگ شده بود گفتم يه پست بدم ديدم كه كاربر نيستم كه به خاطر همين  از يوزر سوادا اومدم  مطلب بدم برا همين دل تنگي اين نقاشي رو تقديم ميكنم به همه ي دوستان

 

نقاشي با ابرنگ اما سياه سفيد

 

 

 

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[15:2] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


مستندي به نام «جواهري در قصري» در كار نبود ...!!

خبرگزاري فارس: مدير شبكه دو سيما گفت: برنامه‌اي كه در آن به عوامل و بازيگران مجموعه «جواهري در قصر» بپردازد، نساخته‌ايم.

مهدي فرجي در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: ما برنامه‌اي كه در آن به عوامل و بازيگران مجموعه «جواهري در قصر» بپردازد نساخته‌ايم بلكه مستندي درباره كشور كره و فعاليتهاي فرهنگي آن كشور ساخته‌ايم.

 
وي افزود: اين مستند هنوز نامي برايش انتخاب نشده در سه قسمت در راستاي فعاليتهاي فرهنگي كشور كره و معرفي اين كشور ساخته شده است و در بخش كوچكي از آن نيز گفت و گوي كوتاهي با برخي عوامل مجموعه «جواهري در قصر» داشته‌ايم.

       
وي در ادامه گفت: بر خلاف شايعاتي كه پيرامون اين برنامه بود هزينه زيادي براي ساخت آن پرداخت نكرده‌ايم و همچنين بنابر اعلام اخبار قبلي اين مستند روز عيد فطر پخش نخواهد شد. 

        
وي تصريح كرد: اين مستند در حال حاضر مراحل دوبله خود را سپري مي‌كند و پس از پايان مراحل فني در يك موعد مناسب از شبكه دو سيما پخش خواهد شد.

 


 

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[12:25] توسط[ستاره] | AddThis Social Bookmark Button


گونگ بوک امپراطور دریا

 

emperor of the sea

 

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[4:56] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


آهنگ جواهری در قصر به سبک ایرانی

باسلام خدمت دوستان عزیزم

اینم نسخه ی ایرانی آهنگ جواهری در قصر

موسیقی جالبیه بیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید

دانلود

حجم : ۱.۲۵۵ مگا بایت

نوشته شده در [پنجشنبه نوزدهم مهر 1386]ساعت[0:7] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


چند عکس بسار زیبا از این بازیگر (لی یونگ ا)

با سلام...

با چنتا عکس بسیار زیبا در خدمتتون هستم

راستی (ک) دشمنت شرمنده باشه.فدای سرت.

بریم سر عکسها این اولیش

 

این دومیش سیاه سفیده (کلاسیک) که واقعا زیباست وخصوصا اگه واسه بک گراند گوشی بزاریش

 

عکسی بسیار زیبا از یانگوم به سبک کلاسیک

 

اینم یک والپپر بسیار زیبا برای هدیه از طرف من

 

یک والپپر بسیار زیبا از یانگوم با پشت زمینه ی قرمز

 

در اینجا جناب سروان شده.خیلی خوشکله یه نگاه بندازین

 

یک عکس زیبا از یانگوم در لباس نظامی (جدید)

 

امیدوارم در سرتاسر زندگیتون موفق باشید و از بعضی چیزها پرهیز کنید.

نوشته شده در [چهارشنبه هجدهم مهر 1386]ساعت[22:7] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


سانسوریهای قسمت هفتم امپراطور دریا

سلام دوستان

سانسوریهای قسمت هفتم مربوط به سکانسی است که دختران برده را جهت تمیز شدن وآماده کردن برای فروش آنها را برای شستن وانتخاب میبرند که عکسهای مربوط به این سکانس را ملاحظه میکنید

دختران در حال شستن خود emperor of the sea

شستن از نمای یک دختر emperor of the sea

دختران جهت انتخاب کنار هم میایستند emperor of the sea

یکی از آن دختران emperor of the sea

دختری دیگر emperor of the sea

زنی در حال انتخاب آنها emperor of the sea

دوستان این دو عکس هم یکی مربوط به دختران برده در کشتی ودیگری مربوط به دختر ارباب گونگ بوک میباشد که احتمالا بخاطر لباسش نشان داده نشده است

دو نفر از دختران در کشتی emperor of the sea

دختر ارباب گونگ بوک emperor of the sea

 

 

نوشته شده در [چهارشنبه هجدهم مهر 1386]ساعت[21:35] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


خلاصه قسمت هفتم امپراطور دریا

با سلام به دوستان عزیز قسمت هفتم امپراطور دریا را تقدیم میکنم.

 

گونگ بوك وميون دستگير ميشوند و از اين طرف هم جانگ هوا هر چقدر منتظر آنها ميماند بي نتيجه است.


گونگ بوك وميون به زندان انداخته ميشوند.بانو جمي براي تغيير در كتابهاي مربوط به تجارت وآمار وارقام به دنبال جانگ هوا ميفرستد ولي او نيست.بعد از مدتي او برميگردد وبه بهانه سالگرد وخاطره مادرش از اين خطر فرار ميكند.نديمه او خبر مي آورد كه گونگ بوك وميون در زندان هستند.جانگ هوا نيز اشك ميريزد

بانو جمي با پيشنهاد رشوه قصد دارد افراد رييس موجينجو را جز افراد خودش كند.از اين طرف هم افراد بانو جمي براي تجارتي ديگر به يون جان وافرادش اطمينان ميدهند كه خطري ديگر آنها را تهديد نميكند.جانگ هوا از افسر محافظان درخواست ميكند كه گونگ بوك را ببيند.او ميگويد كه گونگ بوك بزودي كشته خواهد شد اما جانگ هوا به اين بهانه كه قبل از مرگ او يكبار او را ببيند افسر محافظان را متقاعد ميكند

در زندان هم لحظات سختي بين او وگونگ بوك ميگذرد.جانگ هوا از زمان زيادي ميگويد كه منتظر او بوده گونگ بوك نيز به او ميگويد كه بايد اورا فراموش كند وبه اين شكل اشكهاي جانگ هوا و گونگ بوك سرازير ميشود.جانگ هوا دستانش را روي دستان گونگ بوك ميگذارد واشك ميريزد

جانگ هوا براي نجات جان گونگ بوك پيش بانو جمي ميرود ولي سخنان او تاثيري ندارد وبانو جمي ميگويد كه از اتاق بيرون برود .از اين طرف گونگ بوك و ميون را از زندان بيرون ميبرند و در حال رفتن هستند كه نگاه گونگ بوك و جانگ هوا بهم ميخورد وبازهم لحظه سختي ديگر با آهنگي زيبا (كه متاسفانه هيچ وقت از تلويزيون پخش نميشود)

جانگ هوا به پيش بانو جمي ميرود و از او تشكر ميكنذ كه آنها را نكشته وميگويد كه از اين ببعد با همه توانش در خدمت او خواهد بود.گونگ بوك وميون را سوار بر كشتي ميكنند تا به سمت چين ببرند.در كشتي آنها بوضع بسيار سختي غذا ميخورند

در آنجا خبر ميرسد كه دو نفر مرده اند وقصد دارند آنها را به دريا بياندازند.ميون بعد از درگيري كه با يكي از زندانيها پيدا ميكند ناگهان موچانگ را ميبيند كه بعد از آن درگيري وخوردن خنجر يون جان وشمشير آن شخص بيهوش شده بود.آنها او را بهوش ميآوردند وبه موچانگ ميگويند كه آنها در حال رفتن به چين هستند

جاگال از طرف رييس دزدان دريايي مامور ميشود تا به كشتي برود.او در آنجا گونگ بوك و ميون را ميبيند ودستور ميدهد تا آنها را  ببندند وپيش او بياورند.در آنجا جاگال ميگويد كه زندگي يا مرگ آنها دست اوست گونگ بوك به او ميگويد كه پدر او نيز توسط دزدان دريايي كشته شد ولي جاگال نميگزارد حرفهايش تمام شود و آنها را به باد كتك ميگيرد و ميگويد كه آنها را نميكشد ولي به جايي ميفرستد كه هزاران بار آرزوي مرگ كنند

آنها را به جايي ميبرند كه مانند خريد وفروش برده ميباشد.موچانگ را بخاطر اينكه زخمي است برگشت ميدهند.در آنجا آنها براي اولين بار با دختر بازرگاني كه هنگام كودكي وفرار از چانگ هي او را ديده بودند و او آنها را بازگشت داده بود روبرو ميشوند ولي چشمان آنها باعث ميشود كه آن دختر آنها را نميخرد

اما گونگ بوك وميون از فرصتي استفاده ميكنندو فرا ميكنند آنها از هم جدا ميشوند تا شانس فرار آنها بيشتر شود گونگ بوك براي فرار وارد كالسكه چار يونگ دختر بازرگان ميشود ولي او را دستگير ميكنند و وقتي او را برميگردانند ميون نيز دستگير شده آنها را از ميان بيابانهاي گرم ميبرند....

 

لینک خرید امپراطور دریا وجشنواره ها وفیلمهای یانگوم


 

نوشته شده در [چهارشنبه هجدهم مهر 1386]ساعت[21:25] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


عکسهای منتخب قسمت هفتم امپراطور دریا

با سلام

عکسهای منتخب قسمت هفتم را ملاحظه میکنید

جانگ هوا در ساحل به انتظار گونگ بوک emperor of the sea

دختر زیبای پیشخدمت جانگ هوا emperor of the sea

جانگ هوا واشکهای او در زندان emperor of the sea

دیوار فاصله ها بین گونگ بوک وجانگ هوا emperor of the sea

دستان جانگ هوا وگونگ بوک emperor of the sea

جانگ هوا و بازهم اشکهای او با رفتن گونگ بوک emperor of the sea

دختران برده آماده برای انتخاب شدن emperor of the sea

دختر ارباب گونگ بوك وميون emperor of the sea

 

نوشته شده در [چهارشنبه هجدهم مهر 1386]ساعت[21:15] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


دختر ارباب جدید

                  

نوشته شده در [چهارشنبه هجدهم مهر 1386]ساعت[20:53] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


عکس دسته جمعی امپراطور دریا

این هم یک عکس همگانی از آدم مثبتا و منفی های سریال

 

نوشته شده در [چهارشنبه هجدهم مهر 1386]ساعت[20:52] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button