|
با سلام به دوستان عزيزم پيشاپيش عيد سعيد فطر عيد عاشقان و عيد شادي دل مسلمين بعد از يك ماه مهماني در سفره آسماني خداوند عيد رحمت وعيد بركت وسعید فطر را به تمامي هموطنان عزيزم تبريگ ميگويم.ان شا الله اين ماه عزيز منشا خير و بركت براي همه انسانهاي نيازمند ايران زمين بوده باشد.با شادي اين عيد خلاصه قسمتي ديگر از مجموعه جواهري در قصر را تقديم ميكنم
يانگوم كه از پزشك مخصوص پادشاه شدن مايوس شده از پادشاه ميخواهد كه فرمانش را پس بگيرد ولي در همين لحظه پيشكار يونگ وارد ميشود وميگويد كه پرنس كيونگ پسر ملكه وضعيت بدي دارد دكتر يونگ نيز براي فهميدن بيماري او او را معاينه ميكند ملكه نيز در صحبت با پادشاه از بي تفاوتي پادشاه نسبت به پسرش ميگويد

يانگوم نيز در صحبت با افسر مين درباره علت كارش ميگويد كه بخاطر نرنجيدن استادانش وهمچنين خراب نشدن حال يون سنگ اينكار را انجام داده است.پادشاه نيز در قدمي كه با يانگوم ميزند ميگويد كه نوشيدنيهايي كه او قبل از پادشاه شدنش براي او آورده باعث شد تا او پادشاه شود!

افسر مين از طرف پادشاه احظار ميشود در اين جلسه افسر مين از پادشاه درخواست ميكند كه او يانگوم را به عنوان پزشك شخصي خودش منصوب كند.پادشاه علت را ميپرسد كه چرا او تنها نفري است كه با اين موضوع موافق است؟افسر مين به لياقت يانگوم واينكه بارها جان خاندان سلطنتي را نجات داده اشاره ميكند وميگويد كه بايد به لياقت افراد و پشتكار آنها توجه كرد حالا مرد باشد يا زن

صاحب منصبان از اينكه افسر مين با پادشاه چنين صحبتي كرده عصباني ميشوند ودر فكر راهي مي افتند كه افسر مين را از ميدان بدر ببرند.در مركز بيماريهاي عمومي نيز عده اي از مردم مستمند وارد ميشوند كه با حرفهاي يانگوم آنها در اين مركز بستري ميشوند و يانگوم ميفهمد كه بيماري آبله شايع شده است

ملكه از اينكه پسرش را نميتواند ملاقات كند بسيار ناراحت است وبهر شكلي ميخواهد وارد اتاق او شود ولي با صحبتهاي ملكه مادر او از اينكار باز ميماند.ملكه نيز براي نجات جان پسرش دعا ميكند

بيماري آبله كم كم فراگيرتر ميشود يانگوم كاري ميكند كه بيماران مبتلا به مركز بيماريهاي عمومي منتقل شوند .دكتر شين ودكتر جو بهمراه شين بي و بانوان پزشك به اين مركز مي آيند. يانگوم براي تحقيق در مورد بيماري كلبه اي ساده در منطقه اي درست كرده بود كه دكتر شين وباقي پزشكان براي ديدن او به آنجا ميروند

از اين طرف اصرار ملكه براي ديدن پسرش ادامه دارد دبا فرياد پسرش او وارد اتاق ميشود.حال او بسيار خراب است وپادشاه دستور ميدهد به هر صورتي كه شده درمان اين بيماري را پيدا كنند دكتر شين به حرفهاي پادشاه فكر ميكند و هنگام شب به همان كلبه اي كه يانگوم در آن است ميرود تا ببيند كه او در آن كلبه با بيماران چه ميكند

ملكه نيز بخاطر نگراني پسرش نميتواند چيزي بخورد.اما يانگوم موفق ميشود يكي از پسران كوچك را كه آبله گرفته بود را درمان كند از اينطرف يانگ داك هم وارد اين كلبه ميشود واز روش درمان يانگوم ميپرسد اما او ميگويد كه هنوز درماني پيدا نكرده واو با يك سري كارهاي مختلف توانسته او را درمان كند.ملكه با شنيدن درمان آن پسر كوچك به ملاقت يانگوم ميرود واز او ميخواهد كه پسرش را درمان كند

افسر مين نيز به پادشاه گزارش ميدهد كه گسترش آبله بخاطر تصميم سريع يانگوم متوقف شده واو اكنون در حال درمان پسر او ميباشد.دكتر يونگ بهمراه يانگوم وساير بانوان پزشك در مورد بيماريهاي پسر پادشاه صحبت ميكنند .درمان آنها سرانجام به نتيجه ميرسد و يانگوم پسر پادشاه را نجات ميدهد

پادشاه نيز به او پاداش ميدهد ودر جمع صاحب منصبان اعلام ميكند كه او را به عنوان پزشك شخصي خودش انتخاب ميكند.صاحب منصبان همگي از اينكه يك زن به چنين مقامي برسد ناراحت هستند و در جلسه اي به اين نتيجه ميرسند كه اين نقشه افسر مين ميباشد
آنها دوباره به ملاقات پادشاه ميروند و از پادشاه ميخواهند كه اينكار را انجام ندهد در اين زمان دكتر شين وارد ميشود ونامه اي را به پادشاه ميدهد كه در آن ذكر شده همه پزشكان داروخانه سلطنتي با اين دستور موافقند و علت آنرا براي پادشاه توضيح ميدهد.يكي از وزرا ميگويد كه پادشاه اين كار سلسله چوسان را ميلرزاند پادشاه دستور ميدهد يانگوم مقام هفتم قصر شود.وزيري ديگر ميگويد كه من صدبار اينرا به شما ميگويم اينكار درست نيست پادشاه دستور ميدهد كه يانگوم رتبه ششم قصر شود .همه از تحجب دهانشان باز ميماند وپادشاه به افسر مين دستور ميدهد كه فرمان را اجرا كند

عید سعید فطر بر عاشقان مبارک باد
|