تبليغاتX
قصري پر از جواهر

قصري پر از جواهر

فروشگاه بزرگ فيلم و سريال





Powered by WebGozar

درباره
دوستان عزيزم سلام
ما گروهي هستيم كه سال ها پيش و در هنگام پخش سريال جواهري در قصر با هم خاطره ساختيم و زندگي كرديم . دوستان قديمي همراهان هميشگي و روزهاي شيرين و پرخاطره . آن روزها گذشت ولي دوستان همواره با ما بودند و خواهند بود . حالا در راهي جديد و مسيري جديد براي خدمت به دوست داران سريال هاي كره اي با شما هستيم
تيم ترجمه قصر بعنوان قوي ترين و با كيفيت ترين تيم ترجمه سريال هاي كره اي در ايران با ارائه سريال هاي زيبا جديد و متنوع كره اي با زيرنويس فوق العاده فارسي همواره با شماست .در اين وبلاگ ميتوانيد آخرين اخبار از ترجمه سريال ها و فيلم هاي كره اي و محصولات جديد ديگر را ببينيد
دوستاني كه در خود توانايي ترجمه زبان انگليسي به فارسي را ميبينند و در اين زمينه به زبان انگليسي تسلط دارند ميتوانند از طريق شماره تماس يا ايميلي كه در قسمت انتهايي اين بخش قرار دارد با بنده در ميان بگذارند تا با ترجمه يك فايل امتحاني و موفقيت در آن بطور رسمي به تيم ترجمه پيوسته و از مزاياي آن استفاده كنند
از هموطنان عزيزمان هم درخواست داريم هرگونه نظر انتقاد يا پيشنهادي كه باعث بهبود در روند كاري ما و خدمات رساني بهتر به شماست از طريق شماره و يا ايميل ذكر شده در قسمت پايين با ما در ميان بگذارند تا ان شا الله سايت فروشگاه يكدونه هر روز بهتر از ديروز در خدمت هموطنان عزيزمان باشد با تشكر

09354407535

yekdoone@gmail.com
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
آخرين محصولات
اولين عشق پرنس
زوج تصادفي
رز سبز
رقص در آسمان
شب به شب
عاشقان
دريم كنسرت 2009
SS 501
بهشت عدن
عطر تابستان
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم آذر 1385
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
اردیبهشت 1385
نويسندگان
میثم
ستاره
آوا
مهران
پيوندها
فروشگاه يكدونه
::طراح قالب::
آمار وبلاگ

RSS


POWERED BY
BLOGFA.COM

فروشگاه بزرگ اینترنتی

فروشگاه اینترنتی یكدونه

 


امپراطور بیابان ها

بازم بانو جانگ هوآ.

ولی خدا وکیلی عنوان ها رو حال می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

   

نوشته شده در [شنبه چهاردهم مهر 1386]ساعت[21:40] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


امپراطور جنگل ها

خب این هم یک عکس از بانو جانگ هوآ البته در فیلمی دیگر

خب دقت کنید... اینجا هم قیافه ی غم باری دارد...

         

نوشته شده در [شنبه چهاردهم مهر 1386]ساعت[21:37] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


بانووووووووووووووی من

سلام بچه های عزیز و دوستان قدیمی الآن دارم از توی اتومبیل براتون پست می دم دارم یک روز می رم

شهر خودمون بابلسر. شهری که از پهنه ی خزر سرچشمه می گیرد. خب ما که زدیم  تو   خط  امپراطور

دریا اما این هم یک عکس از بانو هن که زیاد فراموش شده نهههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟ 

              

نوشته شده در [شنبه چهاردهم مهر 1386]ساعت[21:33] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


عکسهایی زیبا از گومی

با سلام...

بابت غیبتهام بدجوری شرمندتون هستم.دیگه کارهای جانبیم کم شد.مشکلاتی داشم.زده بود به سرم.حالم نابود بود.حالا خودم به درک بعضی از دوستامو ناراحت کردم که از الان تمام تلاشم رو برای جبرانش میخوام انجام بدم.امیدوارم موفق باشم.در مورد کم کاریهامم هم از فردا فعالیتم رو زیاد میکنم.جدی میگم این روزا اتفاقات بد پشت سر هم برام افتاد میخوام جبران کنم.

خوب دیگه حاشیه بسته.امشبو شرمنده ی گل روی همتون مشق داشتم نتونستم کلیپ بزارم.دارم واسه عید فطر یک عیدی دارم حاظر میکنم.(ببین چی هست که از الان دارم حاظرش میکنم).

خوب بریم سر عکس اشبمون.

اینم چنتا عکس خوشکل از گومی(مخفف یانگوم)

 

یانگوم با یک لباس طلایی

 

یانگوم در یک لباس سفید

 

گومی در لباس شبیه مهماندارها

 

موفق باشید.

نوشته شده در [شنبه چهاردهم مهر 1386]ساعت[21:10] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


یک عکس زیبا!

اینم یک عکس باحال برای همه شما عزیزان.برای دیدنش کمی صبر کنید.خب نظرتون چیه؟؟؟

 

 

نوشته شده در [شنبه چهاردهم مهر 1386]ساعت[14:25] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


سانسوريهاي جواهري در قصر قسمت پنجاه

با سلام

سانسوريهاي قسمت پنجاهم را تقديم ميكنم

يانگوم و افسر مين در برفها راه ميروند

دستان يانگوم در دستان افسر مين

يانگوم و افسر مين

يانگوم و سختي راه رفتن در برفها

افسر مين يانگوم را بر دوشش ميگيرد

اين سكانس هم مربوط به قسمتيست كه آنها برميگردند و افسر مين بخاطر حرفهاي نخست وزير چپ ميخواهد با يانگوم صحبت كند.در اين سكانس دستان آنها در هم قرار ميگيرد

دستان يانگوم وافسر مين دو عاشق

 

 

 

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[21:16] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


خلاصه قسمت پنجاهم جواهری در قصر

با سلام به دوستان عزيز و آرزوي هفته اي توام با موفقيت و شادي براي شما.جا دارد در اينجا از بازگشت يكي از عزيزان وفادار هميشگي قدرداني كنم.محمد عزيز كسي كه همراه با حسين مهدي وديبا وبلاگ قبلي را بخاطر حمايت از من ترك كردند و با من آمدند.محمد واقعا دوستي واقعي براي من بود.او در موقعي كه من در آن وبلاگ كار ميكردم برخلاف اكثر نويسندگان ديگر كه مغرور بودند وچشم وهم چشمي داشتند  هر وقت احتياج به كمكي داشت با من در ميان ميگذاشت و با خلوص نيت كار ميكرد.واقعا از صميم قلب بازگشت دوباره محمد به خانه خودش را به همه بچه هاي وبلاگ تبريك ميگم.ان شا الله با تجربه هاي محمد عزيز با كمك  نويسنده هاي با تلاش وبلاگ را به جايگاهي برسانيم كه اگر در آينده اي نزديك به ثمره تلاشمان نگاه كنيم به اين جمع صميمي به تلاشمان به بچه هاي هميشگي  و...افتخار كنيم.پس تا آن روز از تمام توانمان براي اين هدف استفاده ميكنيم.بازهم آرزوي روزهاي خوش وزيبا براي اين وبلاگ ميكنم وخلاصه قسمت پنجاهم جواهري در قصر را تقديم عزيزان ميكنم.


يانگوم نامه اي را كه در آن از فرار خود وافسر مين است را در منزل داگو ميگذارد.افسر مين نيزدر نامه اي استعفاي خودش را مينويسد و آنرا به افسر همراهش ميدهد تا آنرا به نخست وزير چپ برساند سپس  او ويانگوم سوار بر كشتي رهسپار ماجرايي تازه ميشوند

در كشتي افسر مين از يانگوم ميپرسد كه آيا او ميترسد و او ميگويد كه نه من خوشحالم وقلبم سرشار از احساس وراحتي است وافسر مين ميگويد كه من ميترسم كه اين يك رويا باشد

در قصر همه جا صحبت از اين است كه يانگوم بعنوان پزشك شخصي پادشاه انتخاب ميشود.ملكه مادر پيش ملكه ميرود و ميگويد كه چطور شما نتوانستيد جلوي اين درخواست را بگيريد؟ومن بايد خودم بطور مستقيم كاري انجام دهم

در زميني برفي يانگوم و افسر مين راه ميروند ويانگوم از قولهايي ميگويد كه افسر مين بايد به او بدهد.افسر مين ميگويد كه براي رسيدن به تو بايد چند قول بدهد و او با همه آنها موافق است واين بخاطر او ميباشد.دست در دست هم قدم ميزنند و در زميني برفي كه ديگر يانگوم نميتواند راه برود افسر مين او را بر دوشش ميگيرد و به اين شكل خاطره اي از گذشته بر يانگوم زنده ميشود خاطره اي از پدر ومادرش وعشقي كه پدر او به مادرش داشته.

لحظات خوبي در كنار هم ميگذرد اما اين لحظات خوش بزودي تمام ميشود افسر گارد سلطنتي براي بردن آنها مي آيد .افسر مين سعي ميكند كه به آنها دستور دهد كه از آنجا بروند واين آخرين دستور است ولي نميشود.از آنها كه ميگذرد نخست وزير چپ كه هميشه مانند پدري از او مراقبت كرده بر سرش داد ميزند كه چطور او ميتواند با كسي كه به مقام پزشك شخصي شاه رسيده فرار كند و در اتاقي با او صحبت ميكند

او حرفهايش را قبول ميكند فقط مقداري وقت ميخواهد كه با يانگوم صحبت كند.او از خاطرات گذشته ميگويد و وقتي كه يانگوم بچه بوده..در آخر صحبتها افسر مين دستانش را بطرف يانگوم ميبرد .براي فراري ديگر چون اگر اينكار را نكنند بنظر افسر مين ديگر خواب اين روزها را بايد ببينند يانگوم دستانش را در دستان او ميگذارد ولي ميگويد كه او نميتواند برود

نخست وزير چپ به آنها ميگويد كه به قصر بروند ولي يانگوم بايد از قبول اين مقام خودداري كند اما در كشتي افسر مين به يانگوم ميگويد كه او بايد اين مقام را قبول كند و با اينكار نامش در تاريخ چوسان ماندگار خواهد بود وبا حرفهايش او را متقاعد ميكند كه اين مقام را قبول كند

يانگوم  به خانه داگو برميگرد.يانگ داك نيز با او صحبت ميكند.يانگوم سخت در فكر اين است كه بايد اين مقام را قبول كند يا نه

در قصر عده اي از دانشوران وصاحب منصبان جلوي قصر همگي از پادشاه ميخواهند كه دست از اينكار بردارد نخست وزير چپ نيز با وزراي ديگر با او صحبت ميكنند ولي پادشاه موافقت نميكند و ميگويد كه دليل اينكه او را ميخواهد به اين مقام بگمارد فقط در اين است كه او جان ملكه مادر ملكه و خود او را نجات داده و بيماري مردم يك منطقه را درمان كرده و فقط او ميخواهد بخاطر سلامتي خودش اينكار را انجام دهد و چيزهايي در يانگوم ديده كه مطمئن است او بسمت قدرت وزراي چپ و راست نخواهد رفت

ملكه مادر به ملاقت پادشاه ميآيد و به او ميگويد كه اگرچه از يانگوم بخاطر نجات جانش متشكر است ولي او نبايد چنين كاري را انجام دهد.از طرفي دكتر شين نيز نامه استعفايش را مينويسد وبه وزير داروخانه ميدهد ولي او قبول نميكند .با ورود يانگوم ميگويد كه اين بخاطر خودخواهي او است كه معلمش را جا گذاشته وميخواهد از او سبقت بگيرد.يانگوم با ناراحتي پيش دكتر شين ميرود ولي دكتر شين در صحبتهايش به يانگوم ميگويد كه انتظار هيچ كمكي را از او نداشته باشد دكتر يونگ نيز وارد ميشود وميگويد كه اگر اين خواسته اوست ادامه بدهد ولي انتظار حمايت آنها را نبايد داشته باشد

از طرفي ملكه مادر يون سنگ را احظار ميكن دو ميگويد كه اين درست است كه او مخفيانه با پادشاه ويانگوم ملاقاتي داشته اند.ملكه مادر در ادامه صحبتهايش به او ميگويد كه او ميتواند با چنين كارهايي ملكه شود وحرفهايي ديگر ميزند كه حال يون سنگ بسيار خراب ميشود ملكه اشاره ميكند كه او حامله است.يون سنگ وقتي بيرون ميرود از حال ميرود

قضيه را يانگوم ميفهمد وسريع به بالين او ميرود.يون سنگ دارد بچه اش را زودتر به دنيا مي آورد يانگوم ميگويد كه سريع اتاق زايمان را آماده كنند در حين زايمان يون سنگ بيهوش ميشود ولي با طب سوزني يانگوم دوباره بهوش ميآيد.يونسنگ دوباره بيهوش ميشود ولي با نرمشهاي دست وصورت يانگوم دوباره بهوش ميآيدو سرانجام بچه نوزاد بدنيا مي آيد اما يونسنگ بسوي مرگ پيش ميرود همه نگرانند يانگوم به سراغ طب سوزني ميرود اما ناگهان يونسنگ بي حركت ميشود ظاهرا او تمام كرده ولي يانگوم سريع بلند ميشود و چيزي را مي آوردآنرا به بيني يون سنگ ميمالاند و قفسه سينه او را بالا پايين ميكند تا او نفسش برگردد.بالارخه شين بي نبضش را احساس مي كند و يون سنگ باز ميگردد.دوستي قديمي دوست عزيزش را از مرگ نجات ميدهد موفقيتي ديگر از يانگوم

بعد از انجام اينكار يانگوم در ملاقاتي با افسر مين ميگويد كه او ميخواهد كه آن مقام را رد كند زيرا او پزشك است وميخواهد كه زندگيها را نجات دهد نه بخاطر او زندگي كسي تمام شود.يانگوم نيز تا صبح بر بالين يونسنگ ميماند و از او مراقبت ميكند وسرانجام يونسنگ بيدار ميشود واز او تشكر ميكند يانگوم نيز دستي  از محبت بر سر دوست عزيزش ميكشد.بهرحال يانگوم به ملاقت پادشاه ميرود و از او ميخواهد كه فرمانش را پس بگيرد اما در همين لحظه پيشكار يونگ سريع وارد ميشود وخبر ميدهد كه حال پسر ملكه پرنس كيونگ وون بسيار خراب است.يانگوم نيز با چهره اي كه از آن نگراني ميبارد به پادشاه نگاه ميكند

امشب كه اين خلاصه قسمت را نوشتم ديدم واقعا دلم براي يانگوم وبچه هاي قصر تنگ شده مطمئن باشيد بعد از اينكه خلاصه قسمتهاي اوليه امپراطور دريا تا قسمتي كه تلويزيون نشان داده را گذاشتم با تعادلي بين اين دو مجموعه وبا مطالب زيبا از يانگوم  وبازيگران ديگر در خدمت شما خواهم بود

موفق باشيد و سر بلند

 

 

 

 

 

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[20:54] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


عکسی از امپراطور دریا

سلام دوستان.

اینم عکسی از این سریال

اندازه واقعی کلیک کن

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[19:21] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


یانگوم؛درسی از زندگی

شرحی بر قسمت سی و ششم سریال « جواهری در قصر » -=- یانگوم؛درسی از زندگی

بنام خدا
- گفته مي شود « وقتي درختي مي افتد ، تبرزن فراوان مي گردد .» حكايت اين درخت افتاده ، ترجمان حال و احوال پزشك « يونگ يون سو » است . يانگوم پس از تلاش و پشتكار فراوان موفق به درمان پادشاه مي گردد . بازگشت سلامتي پادشاه به دست يانگوم به مفهوم سرخوردگي بالاترين مقام طبابت قصر است . او كه سال ها پيش با مقصر جلوه دادن بانو هن در مورد بيماري پادشاه ، خود را رهانده بود ، اينك با قدرت يانگوم در پزشكي دستش رو شده است . اينك آنانكه ادعاي حمايت از او را داشتند و چاپلوسانه خود را به وي نزديك مي كردند و او به جمعيت خويش با آنان دلخوش بود ، او را تنها گذاشتند .
- روانشناسان از نگاه خويش براي انسان كامل و متعادل ، خصوصيت هاي مختلفي را ذكر مي كنند . يكي از اين ويژگي ها ، « قدرت انتقاد از خويشتن » است . گفته مي شود سرنوشت كساني كه از اين قدرت بي بهره اند ، در شكل حادش ، در زندان ها و بازپروري ها و ... رقم مي خورد . در مقابل افرادي كه مزين به اين حالتند ، پله هاي ترقي را یکی پس از دیگری طی خواهند كرد . « قدرت انتقاد از خويشتن » به اين معني است كه فرد بتواند به خود بگويد كه« خوب اين كار ار انجام داده ام ولي اشتباه بود ... » . به نظر مي آيد نكته كليدي در اين نوع رفتار ، طرز فكر فرد باشد . آن ها ارزش خويش را بر مبناي عملكردشان ارزيابي نمي كنند . آن ها براي انسانيت خويش اهميت قائلند و مي دانند كه با يك اشتباه كم ارزش يا بي ارزش نمي گردند و احساس حقارت ناشي از اشتباه در آن ها جايی ندارد . با اين توضيح مي توان گفت كه پزشك ارشد نتوانسته با اين حقيقت كه ـ اشتباه كرده است . » كنار بيايد . به عبارت ديگر احتمالا اينچنين افكاري در ذهن او جاري است : « من اشتباه كردم . من كمتر از يانگوم هستم . چرا اين طور شد ؟!! جايگاهم را از دست داده ام . ديگران به خاطر اشتباهم به من احترام نخواهند گذاشت . از چشم همه افتاد م. ... » در تحليل اين رفتار پزشك ارشد مي توان عوامل چندي را برشمرد :
1.او سال ها پيش در مقابل مسئله بيماري پادشاه از ترس اينكه در مقابل اين مشكل شكست بخورد ( و البته بيشتر به خاطر ترس از جان خويش ) ، بانو هن را مقصر جلوه داد . به همين خاطر بانو هن به سختي مجازات گرديد . احتمالا پزشك يونگ در آن زمان ، از اينكه از مشكل گريخته ، بسيار خوشحال گرديده است . من نام اين حالت را « خلصه شيطاني » مي نامم : « حالتي از لذت كه فرد در تقابل با مشكلات به آن پناه مي برد تا ار رويارويي با مسئله بگريزد ، در نتيجه اين تصور در ذهن فرد ايجاد مي گردد كه حل مشكل سخت يا نا ممكن و اگر با آن برخورد كند يا در مقابل آن شكست بخورد ، دچار يك وضعيت بسيار بد مي شود . » با اين تعريف شايد بتوان لذت حاصل از گناه ، مصرف مواد مخدر ، مشروبات الكلي ، روابط نامشروع ، نگاه بد و ... را از اين دست دانست . پزشك يونگ خود را سال ها در اين حالت نگه داشته است و هر روز بيش از پيش اطمينان پيدا مي كرده كه « بسيار خوش شانس بوده كه توانسته از مشكل بيماري پادشاه بگريزد زيرا حل اين مشكل بسيار سخت بوده و در صورت شكست نابود مي گرديد . » شايد حالا بهتر وضعيت پزشك يونگ را بعد از درمان پادشاه توسط يانگوم درك كنيم .
2. تصور او از جهان اطرافش تصوري وارونه بوده است . درك او از خويشتن خويش و جايگاهش نسبت به مقام و افرادي تعريف مي شد كه بسيار سست بود در حاليكه محكم به اين ساختمان سست خود را چسبانده بود . وقتي اين بنيان بي بنياد فرو ريخت ، پزشك يونگ خود را تنها يافت . به نظر مي رسد افراد در قبال اين شرايط دو گونه واكنش بروز دهند : يكي اينكه به انديشيدني عميق فرو روند كه تابحال به چه دلبسته بوده اند ؟ آيا آنچه در تمام زندگي خويش برابش تلاش مي كرده اند و با تمام وجود آن را طلب مي كرده اند ، به واقع خواستني و با ارزش بوده است ؟ در نهايت ممكن است با اين انديشه ، فرد به ديدي واقعبينانه از جهان دست يابد و به دنبال حقيقت بگردد ! اما پزشك يونگ متعلق به اين دسته نبود . او به درك جديدي ار دنياي پيرامونش دست نيافت ،بلكه فقط چون تلاشش براي تحليل وضعيت جديد به وسيله ي نگاه گذشته اش جهان ، ناموفق بود ، نااميدي مطلق او را به كام مرگ كشيد .
3.همانطور كه گفته شد ، ديگران او را تنها گذاشتند و به جاي همدردي و همدلي با او ، به قضاوت در مورد او پرداختند . چه خوب بود كه اطرافيان به او فرصت مي دادند كه وضعيت جديد كنار بيايد و به مرور بر مشكل فايق آيد . قضاوت در مورد فرد شكست خورده ، كار لذت بخش اما ناجوانمردانه اي است ، لذت بخش از آن جهت كه فرد انتقاد كننده ، غريزه ي توانمندي و برتري جويي خود را ارضاء مي كند و ناجوانمردانه از آن جهت كه با هر قضاوت و نقد خود شرايط را براي فرد شكست خورده سخت تر مي كند ، همچنين خود را به خلصه ي شيطاني فرو مي برد كه شايد بيرون آمدن از اين حالت برايش سخت باشد
- * * *

- يانگوم در ادامه تلاش براي اعاده ي حيثيت بانو هن ، از پادشاه مي خواهد كه چويي ها را مجازات كند . اما او به دلايلي كه خودش داشت ، از اين اقدام سر باز زد بنابراين يانگوم دست به يك اقدام جديد مي زند . او از گيوم يونگ و بانو چويي مي خواهد تا قبل از اينكه با وصيت نامه پزشك ارشد ، جنايات آن ها را افشاء كند ، خود به آن ها اعتراف نموده و تقاضاي بخشش نمايند . با توجه به تيتراژ پاياني اين هفنه و آن قسمتي كه يانگوم به ملكه مادر مي گفت كه « من وصيت نامه را در اختيار ندارم .» اگر فرض كنيم كه يانگوم دروغ گفته و وصيت نامه اي از پزشك ارشد نگرفته است ، اين سوال به ذهن متبادر مي شود كه آيا كار يانگوم صحيح بوده است يا نه ؟ هر پاسخي كه به اين پرسش داده شود ما را در درك شخصيت يانگوم كمك خواهد كرد .
- اگر بپذيريم كه دروغ ، ذاتا يك امر منفي است ، مي توان تصور كرد تنها در صورتي دروغ گفتن مجاز است كه اولا در جهت يك هدف مثبت به كار گرفته شود ، ثانيا راه بهتري براي رسيدن به آن هدف نباشد . با توجه به اينكه يانگوم مي خواست با اين دروغ ار بانو هن دفاع كند ، شرط اول صحيح است اما آيا راه بهتري وجود نداشت ؟ يانگوم تاكنون راه هاي زيادي را طي كرده است و با بعضي از آن ها از جمله دستيابي به پرونده هاي پادشاه ، نيمي از راه را پيموده است ، اما متاسفانه با پاسخ رد پادشاه به درخواست يانگوم، تمام تلاش هاي او حداقل موقتا عقيم مانده است . با توجه به اين به نظر مي رسد راه ديگري براي دفاع از بانو هن وجود ندارد تا اينكه بهتر هم باشد . ضمنا با اين دروغ يانگوم ، اگر به نتيجه برسد ، علاوه بر بانو هن ، دامان مادرش و بانو يونگ هم از اتهام پاك مي گردد . علاوه بر اين با اين روش ممكن كه تحولي در زندگي و رفتار چويي ها ايجاد گردد ، كما اينكه از دوستانه ي يانگوم به گيوم يونگ هم اينچنين بر مي آيد . اين خيرخواهي يانگوم در حالي است كه از چويي ها ستم هاي زيادي بر خود ديده است . اعجاب آور تر از همه اينكه يانگوم پس از سال ها هنوز سال هاي دوستي خويش با گيوم يونگ را به دست فراموشي نسپرده است . با اين تحليل مي توان گفت كه دروغ يانگوم نه تنها يك رفتار غلط نيست ، بلكه والاتر از يك عمل متوسط و برآمده از قلب پاك او مي باشد . اين عمل او ، بدون هيچ اغراقي ، علاوه بر اينكه ناشي از هوش قابل ستايش او است ، نشان از غلبه ي او بر حس سركش انتقام و كرامت انساني او دارد .
- * * *
- چويي ها كه در پي از بين بردن همه ي مدارك بر عليه خود هستند ، از يانگرو مي خواهند كه بگريزد . يانگرو علي رغم علاقه ي باطني به ماندن در قصر ، مي پذيرد كه برود . هنگامي كه براي خداحافظي از عموي خويش ، نزدش مي رود ، افسر پارك يكي از معاونين وزير اُ از او مي خواهد كه بر عليه چويي ها شهادت دهد . يانگرو با وجود ترس از آن ها ، بازهم درخواست افسر پارك را رد نمي كند . يانگروي سرگشته كه قدرت تصميم گيري خويش را از دست داده نزد يانگوم مي آيد تا ظاهرا از او چاره جويي كند ... .
- سرگشتگي و ترديد يكي از صفات طبيعي آدمي است كه از محدوديت عقل و علم انسان ناشي مي گردد . با اين حال ، تحير يانگرو از اين نوع نيست . بلكه از جنس وابستگي است . او نمي داند چه كند ، زيرا تاكنون آموخته است ، دنباله روي ديگران باشد و اكنون كه صاحبان قدرت به جان هم افتاده اند ، انسان هاي مقلدي مثل او حيران مي مانند . البته اين وابستگي تنها دليل مشكل او نيست . وقتي كه او ار با يونسنگ مقايسه مي كنيم مي بينيم كه يونسنگ نيز ، همين نوع شخصيت را دارد و به نوعي وابسته به يانگوم است به گونه اي كه به نظر مي رسد گاهي اين وابستگي رنگ افراط به خود مي گيرد . با همه ي اين تفسير ، اينكه يونسنگ ، يانگوم را به عنوان يك قطب مثبت داستان الگوي خود قرار داده و يانگرو د ركنار شخصيت هاي منفي سريال احساس آرامش مي كند ، نشان از اين دارد كه ايندو علي رغم شخصيت وابسته ، جنس وابستگي خود را تا حد زيادي با اراده ي آگاهانه خويش برگزيده اند . در حقيقت يانگرو خود انتخاب كرده است كه دنباله روي بدي باشد .
- خداوند كه منبع علم است ، در وجود انسان ها بارقه هايي از اين علم قرار داده است تا به مانند چراغي موجب هدايت آن ها گردد . اگر در دوراهي ها و چند راهي هاي تاريك زندگي از نور اين چراغ كمك گيريم ، مي توانيم خود را از شك و ترديد برهانيم . همانطور كه گفته شد ، يانگرو كه آگاهانه به سوي زشتي رفته است ، خود را از نور هدايت علم درون خويش محروم ساخته است و به چاي آن به سبب شخصيت وابسته و قائم به غير خويش ، به دنبال فردي مطمئن مي گردد كه برايش تصميم گيرد و راه را به او نشان دهد . اما به راستي چرا او خويش را از اين منبع بي پايان دروني محروم مي سازد ؟ به نظر مي رسد علاوه بر الگو هاي بد ( چويي ها ) ، اينکه افرادي مثل او تاثير تفكر ، اندیشه كردن و تعمق را حس نكرده اند عامل اين رفتار باشد . علاوه بر اين يانگرو با دنباله روي چويي ها به لذات پست مادي دست يافته است و او به همين مقدار راضي است ، پس چرا براي بهتر از اين تلاش كن

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[19:9] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


نگاهی به سریال جواهری در قصر


نگاهی به سریال جواهری در قصر:

میدونی چه آدمهایی موفق هستند؟ آدمهای ساده دل، ولی پر شور و حرارت (ازجمله زیبایی که بارها در این سریال گفته شد).

همیشه فکر میکردم شاید دست اندرکاران این سریال از درجه عرفانی و معنوی سطح بالایی برخوردار هستند، چرا که برای اولین بار است سریالی را از شبکه خودمان آن هم به مدت یک ساعت بدون لحظه ای احساس خستگی و عصبانیت و استرس ( ولو اینکه با سانسورهای عجیب و زیادی در گیر است) میبینیم.

به پایان سریال میرسیم و با اینکه دوست نداریم هفته زود سپری شود اما به خاطر ادامه این سریال به امید جمعه آینده روز شماری میکنیم. نکات بسیار ظریف و در عین حال عمیقی در این سریال گنجانده شده که حتی اگر خیلی سطحی به این سریال نگاه کنید، متوجه آنها خواهید شد. سه اصلی که قطعاً در آرامش روح و روان انسان نقش بسزایی دارد در این سریال کاملاً رعایت شده : 1- رنگ آمیزی 2- مناظر 3-موسیقی.
رنگ آمیزی در لباسها و آداب و سنتی که در دربار رعایت میشود و در نظر گرفتن هر رنگ مناسب با سن و سال اشخاص. مثلاً کودکان لباسهایی با رنگ شاد و صورتی، مناسب حال و هوایشان و نوجوانها و جوانترها رنگهای قرمز و سفید و بزرگترها و روءسا رنگهای سبز و آبی و سفید و نارنجی و ... حتماً از خصوصیات و تاثیر روانی رنگها آگاه هستید. صورتی رنگ دل و آرزوست. آبی، رنگ آرام بخش و روحانیت درون و قرمز رنگ عشق و هیجان و سبز رنگ طراوت و شادابی، نارنجی رنگ شور و هیجان و بالاخره سفید رنگ زلال بودن و شفافیت است. پس بدون خواست ما، با دیدن این رنگها احساسات زیبای درونمان تحریک میشود، حتی اگر خودمان از این اتفاق غافب باشیم. شعور و آگاهی ما در درونمان دست به کار میشود و اقداماتش را انجام میدهد.

 

در مدت 60 دقیقه این سریال با وجود بخش های استرس آور و نگران کننده بدون آنکه اخمی در چهره مان بنشیند یا دچار تپش قلب شویم، تا پایان به تماشای آن مینشینیم.

نمایش ساختمانها با همان شکل های سنتی که از چوب و سفال ساخته شده اند، با آن معماری خاص، و دیدن طبیعت سرسبز و دریاچه ها و رودخانه های زیبا مخصوصاً با نورپردازی آبی و زیبایی که به کار رفته همراه با موسیقی دلنشین، روح را به وجد می آورد. از نظر روانشناسی، محیط زیبا، روح خسته انسان را تازه میکند و انسان در طبیعت به آرامش میرسد.

مهمتر از همه موزیک سریال است که انسان را بر سر شوق می آورد. با شنیدن آهنگها و موزیک این سریال به معنای واقعی متوجه اسرار موسیقی و تاثیر پرمز و راز آن بر روح و روان خود میشویم. موزیکهای آرام و عرفانی سریال، اگرچه بدون کلام هستند اما تاثیر مثبتی بر انسان میگذارد. اگر دقت کرده باشید موقع شنیدن موزیک، سرشار از عشق درونی به خدا میشویم. همچنین شعر پایانی سریال که گروهی کودک با صدایی لطیف می خوانند تحت عنوان اوتارا که به معنای یک دسته گل، یک دانه شن است. با این مفهوم که از یک دانه شن که از جنس خاک است یک دسته گل به عمل می آید، از تو که انسان هستی چه خواهد رویید؟! موسیقی این سریال به شکلی ماهرانه انتخاب شده، طوری که احساسات معنوی و روحانی مخاطب را مدنظر قرار داده است. خوب میدانیم وقتی آهنگی به دلمان مینشیند با خدا احساس نزدیکی میکنیم.

این سریال حاوی پیامهای عرفانی، معنوی، پزشکی، عمومی، هنری، اخلاقی، آشپزی و ... است. یانگوم از همان دوران کودکی با تکیه بر اراده و تواناییهای خود که از یک دختر بچه 6-5 ساله بعید به نظر میرسد بزرگ میشود. او در هنگام مرگ مادرش با شهامت مراسم خاکسپاری او را انجام داد. زمانی که تحت سرپرستی داگو و همسرش قرار میگیرد، آنها با توجه به زندگی ساده و فقیرانه شان نقش موثری در تربیتش ایفا میکنند مخصوصاً رفتارهای مادرخوانده، هر چند که ظاهراً مادی و خسیس است ولی اگر با نگاه دیگری به رفتار او توجه شود میبینیم که بیشتر دنبال واقعیتهای زندگی است و با نشان دادن احساسات بیهوده و اتلاف وقت زمان رو هدر نمیدهد، دنبال حاشیه پردازی و تعارف نمیرود و حرف دلش را با صدای بلند میزند و یا داگو که ظاهراً پیرمردی سر به هوا و مال دوست است ولی به موقع کارهایی انجام میدهد تا بیگناهی دیگران را اثبات کند.

زمانی که یانگوم تحت سرپرستی بانو هن قرار گرفت، او ظاهری آرام و متین داشت اما بسیار سختگیر بود. براها فقط از او آب میخواست و دخترک بدون ذره ای بی قراری و اظهار نارضایتی خواسته های او را در کمال ادب و احترام انجام میداد ( تقویت اراده و روحیه).

یا شخصیت بانوی اول آشپزخانه با توجه به چهره به ظاهر خشک و بی روحی که داشت ولی به موقع محبت و حمایتش را از کسانی که حقشان بود دریغ نمیکرد و درسهایی از سر صداقت و حقیقت به آنها می آموخت وی جمله بسیار زیبایی در هنگام مرگ به یانگوم گفت: "اگر بترسی مشکلات سخت تر میشوند و اگر قوی باشی سختی ها را به چشم مشکل نمیبینی."

کینه توزی ها و تضادهای بانو چویی و دستیارانش هم قابل تعمق است. آنها برای پیشبرد اهدافشان فقط با نگاه و کمی وقت، منظور و مقصود خود را میرسانند، برخلاف اکثر سریالها که عادت به بد دهنی و پرخاشگری و یا جملات منفی دارند، در این مجموعه فقط از سلاح نگاه استفاده میشود و در کمال آرامش و بدون یه هم ریختن صحنه، مقاصد شیطانی خود را پیش میبرند (تاثیرگذاری بر روی مخاطب).

رفتار پادشاه و ملکه و ملکه مادر با زیر دستان در کمال عدالت و محبت است.

یک سری تشریفات خاص در هنگام صرف غذا رعایت میشود که حتماً غذا باید به آرامی چشیده شده و از کم و کیف غذا اطلاع حاصل شود و به مواد غذایی و نوع چاشنی ها بسیار اهمیت میدادند، زیرا برای سلامتی و تندرستی اهمیت زیادی قائل بودند. از طرفی به شرایط زندگی مردم از نظر بیماری و فقر اهمیت میدادند و از تشریفات دربار کم میکردند تا به مردم نیز توجه شود (آئین میترائیسم و مهرورزی). همچنین درسهای اشپزی از تهیه مواد غذایی گرفته تا طرز پخت آنها و توجه به خواص انواع گوشتها، گیاهان، چاشنی ها و سرکه ها از نکات قابل توجه در این سریال است.

استفاده از ماهی ها و حیوانات دریایی که هیچ قسمتی از آنها را دور نمیریختند و جالب اینکه اکثراً در مورد هر کدام از این مواد توضیحات علمی و پزشکی را هم میدهند که چه چیزی برای چه بیماری خوب است و کجا و به چه صورت مصرف شود بهتر است. شاید هدف و انگیزه دست اندکاران این سریال از این توضیحات این بود که: وقتی آشپزی میکنی نباید به چیز دیگری فکر کرد.

سازندگان این سریال تمام جوانب را در نظر گرفته اند. این سریال از همه لحاظ و در همه شرایط سرشار از پیامهای عرفانی (تطبیق رنگها و انتخاب موسیقی)، پیامهای معنوی (هدفمندی یانگوم و تحکم در اراده و رسیدن به مقصود) است. هر گاه یانگوم بر سر دو راهی (احساس و منطق) قرار میگیرد در خلوت خودش در اتاقی مینشیند و یا کنار دریاچه میرود و یا در جنگل قدم میزند و فکر میکند.

نورپردازی ها همه به رنگ آبی (رنگ روحانیت درون) است که در واقع از تصمیم گیری باطن او خبر میدهد، یعنی او به دنبال احساساتش نیست و به دنبال عشق و حقیقت میرود و تضاد با خودش را با افکار مثبت پیش میبرد نه با عناد و خودخواهی، و قرار نیست که با صدای بلند فکر کند و به زبان بیاورد که من نمیخواهم بد باشم و طبق گفته پزشک ادویه خانه کینه و انتقام را با علم پزشکیقاطی نمیکند.

در طول سریال آیا به نحوه برداشتن آب از چشمه و یا رودخانه توسط یانگوم توجه کرده اید؟ او با آن قدح چوبی چطور با ملایمت و مهربانی و با لبخند آب را با دقت برمیدارد؟ به چه دلیل این کا را میکند؟ آیا فکر نمیکنید که برای آلوده نشدن و به هم نخوردن جریان آب با ملایمت آب را برمیدارد و از طرفی با رفتار با عشق و محبت و مهربانی نسبت به همه جهان هستی و برکات آن را دارد. چرا که در همه چیز وجود خدا را میبیند. مه چیز زنده است و حیات دارد. یانگوم در جایی از فیلم میگوید که با تمام قلبم آشپزی میکنم. شما هم این کار را بکنید تا ببینید چه تغییری در کیفیت و مزه غذا حاصل میشود.

این سریال سرشار از پیام است، زمانی بانو هن به یانگوم میگوید: تو مثل گلی میمانی که در سرمای زمستان زیر برف، نشاط و شادابی خودش را حفظ میکند. که میتوان پیامی باشد برای نسل جوان ما و یا پوشیدگی لباسها، حتی نوع لباس و متانتی که در رفتار عاشقانه یانگوم و افسر مین جانگهو است نیز مثال زدنی است. به قول کارگردان، کاغذ سفیدی باشیم که رنگها را به خود میگیرد ولی حقیقتاً چرا ما در یک کاغذ سفید دنبال آن نقطه سیاه هستیم و به عبارتی دیدن نیمه خالی لیوان. به قول سهراب سپهری عزیز، چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[18:56] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


سانسوریهای قسمت سوم امپراطور دریا

با سلام

سانسوریهای قسمت سوم امپراطور دریا مربوط به دو سکانس از رقص دخترانی که تحت تعلیم هستند  ویک سکانس از کلاسی که بانو جمی در آن به این دختران آموزش میدهد میباشد که همگی آنها را برای شما قرار میدهم.

سکانس بانو جمی و تعلیم دختران

بانو جمی ونگاه به یک دختر emperor of the sea

دختران تحت آموزش emperor of the sea

تنبیه دختری زیبا توسط بانو جمی emperor of the sea

آموزش دختران emperor of the sea

جانگ هوا در این آموزش emperor of the sea

جانگ هوا در این آموزش از نمایی دیگر emperor of the sea

سکانس اول رقص بانوان رقاص تحت تعلیم

رقص بانوان 1 emperor of the sea

رقص بانوان 2 emperor of the sea

رقص بانوان 3 emperor of the sea

رقص بانوان 4 emperor of the sea

رقص بانوان 5 emperor of the sea

سکانس دوم مربوط به رقص بانو جانگ هوای کوچک

رقص جانگ هوا و دختران دیگر emperor of the sea

رقص بانو جانگ هوا و دختران دیگر 2 emperor of the sea

نمایی قشنگ از رقص جانگ هوا emperor of the sea

نمایی دیگر از رقص جانگ هوا emperor of the sea

 

شاد باشيد

 

 

 

 

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[15:5] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


خلاصه قسمت سوم امپراطور دریا

 با سلام به دوستان عزيز و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما خلاصه قسمت سوم امپراطور دريا را تقديم شما ميكنم.


گونگ بوك متوجه ميشود كه دزدان دريايي بانو جانگ هوا را دستگير كرده اند.او كه نميتواند اسارت او را تحمل كند تير و كماني را بر ميدارد و به دنبال آنها ميرود ودر فرصتي مناسب آنها را با تير وكمان مورد هدف قرار ميدهد وبه اين شكل او را نجات ميدهد.

اما در اين لحظه يون جان سر ميرسد وشمشيرش را بالاي سر گونگ بوك ميگذارد ولي به آنها اجازه ميدهد كه بروند

آنها از آنجا بسرعت دور ميشوند و در گوشه اي استراحت ميكنند.بعد از مدتي كه گونگ بوك به بانو جانگ هوا ميگويد كه بايد بروند او به گونگ بوك ميگويد كه هرگز فراموش نميكند كه او جانش را نجات داده است

نيروهاي گارد به جزيره برميگردند و دوباره كنترل جزيره را بدست ميگيرند و اما اشكهاي بانو جانگ هوا كه مادر نداشت وحالا پدرش را هم از دست داده...

گونگ بوك و چانگ ميون كه دستگير ميشوند برادر بانو جانگ هوا بدون توجه به اينكه گونگ بوك جان خواهرش را نجات داده به قاضي ميگويد كه او و دوستش كشتي دزدان دريايي را تعمير كرده اند.قاضي نيز دستور تبعيد آنها به جزيره اي خشك را ميدهد تا در آنجا بميرند و ناراحتي بانو جانگ هوا كوچك....

 در كشتي دزدان دزدان دريايي رييس دزدان غنيمتهايي كه بدست آورده اند را نگاه ميكند ودستور ميدهد دختران وپسران اسير را براي فروش به عنوان برده ببرند.در اين حين جانگ دال سر ميرسد و از رييس دزدان ميخواهد كه او را نكشند و زير بال وپر او باشد.رييس دزدان هم دستور ميدهد بندهايش را باز كنند.در جزيره هم چانگ ميون قصد دارد كه از نااميدي به آب بزند اما گونگ بوك مانع ميشود.شب هنگام گونگ بوك به رنجهايي كه كشيده فكر ميكند واشك ميريزد

گونگ بوك و چانگ ميون بدون آب وغذا ناتوان ميشوند اما سرانجام سونگ جان و پدرش آنها را نجات ميدهند.گونگ بوك علت را ميپرسد و پدر سونگ جان ميگويد كه بانو جانگ هوا زندگي آنها را نجات داده اما آنها هنوز آزاد نيستند وبايد به عنوان برده در مزرعه پرورش اسب در موجينجو كار كنند.سونگ جان هم چيزي را كه بانو جانگ هوا براي گونگ بوك فرستاده را به او ميدهد وميگويد كه بانو جانگ هوا هم به موجينجو رفته است.

گونگ بوك و چانگ ميون هم به آنجا ميروند ودر بدو ورود با اسبان و سپس با منظره دلخراشي مواجه ميشوند يكي از افرادي كه آنجا كار ميكرد قصد فرار داشت كه دستگير شد و سپس با شكنجه بي رحمانه اي با اسبها كشته شد

رييس آنها به او ميگويد كه زندگي سختي را در اينجا خواهند داشت و در سرشماري هم به حساب نمي آيند و از نظر غذايي هم بسيار زندگي سختي خواهند داشت.از طرفي ديگر بانو جانگ هوا وبرادرش پيش يكي از دوستان پدرشان در موجينجو ميروند و از او ميخواهند كه آنها را تحت پوشش خودش قرار دهند.او نيز قبول ميكند و برادر بانو جانگ هوا را بخاطر مهارتهايي كه دارد به عنوان افسر يكي از قسمتها انتخاب ميكند ودر مورد بانو جانگ هوا هم ميگويد كه او بطور موقت در موجينجو جايي برايش پيدا ميكند تا در آنجا زندگي كند

بعد از اين صحبتها دوست پدر آنها بانو جانگ هوا را پيش يكي از شخصيتهاي اصلي مجموعه يعني بانو جمي ميبرد تا او سرپرستي بانو جانگ هوا را قبول كند.بانو جمي ميگويد كه شنيده او در شعر استاد است و از او ميخواهد كه شعري را برايش معني كند كه از كيست وچه ميگويد.بانو جانگ هوا هم به زيبايي معني شعر را بازگو ميكند.بانو جمي نيز سرپرستي او را بر عهده ميگيرد

بانو جانگ هوا در حال رفتن به اتاقش با صحنه رقص دختران روبرو ميشود سپس بانوي همراهش به او ميگويد كه او بايد رقص  را فرا بگيرد زيرا در مهمانيهاي سلطنتي آنها شركت ميكنند وبرنامه اجرا ميكنند.از اين طرف هم گونگ بوك و ميون مشغول پرورش اسبها هستند .روزي رييس آنها را فرا ميخواند و ميگويد كه شب پيش ما دو اسب را از دست داديم و به اين شكل دستور ميدهد آنها را تنبيه كنند آنها را در سرما نگه دارند و غذايي به آنها ندهند.

شبي گونگ بوك متوجه ميشود شخصي در حال دوشيدن شير اسب است به او ميگويد كه چكار دارد ميكند؟او نيز اشاره ميكند كه همراهش برود.سپس به او ميگويد كه از اين شير بخورد ولي گونگ بوك نميتواند او نيز همه را ميخورد و ميگويد كه چشمانت بي رنگ شده ومگر قصد ندارد كه زنده بماند؟گونگ بوك نيز از آن شير ميخورد وميون را مجبور ميكند كه از اين شير بخورد زيرا آنها بايد زنده بمانند

گونگ بوك و ميون شبي مهارت بي نظير آن شخص در شمشير زني را ميبينند و اين باعث تعجب آنها ميشود.آنها از او ميخواهند كه به آنها اين مهارتها را آموزش دهد اما او قبول نميكند.گونگ بوگ به مرگ مادرش توسط دزدان دريايي اشاره ميكند وميگويد كه قصد دارد انتقام پدر ومادرش را بگيرد اما آن شخص ميگويد كه زندگي بسيار سخت است و درخواستشان را قبول نميكند.از اين طرف هم رييس دزدان دريايي چيزهايي را كه بانو جمي خواسته بود را برايشان مياورد.بانو جمي در كلاسي كه به دختران آموزشهاي مختلف داده ميشود به آنها مطالب متنوعي را ميگويد

برادر جانگ هوا در مورد زندگي آنجا ميگويد و اينكه از اين زندگي خسته شده است و از اينكه پسري كه مقامش از او كمتر بوده به مقام افسري رسيد ولي به او چنين مقامي را ندادند او به جانگ هوا ميگويد كه به بانو جمي خواهش كند تا مقامي براي او دست وپا كند اما او قبول نميكنداز اين طرف به گونگ بوك و ميون دستور ميدهند كه دوازده اسب را به بازار موجينجو ببرند وبعد از آن ميتوانند تفريح كنند.در آنجا اتفاقي رخ ميدهد كه باز هم مسير زندگي آنها را تغيير ميدهد دزدي درحال فرار است كه دو مردي را كه تعقيبشان ميكنند را نيز ميزند اما گونگ بوك او را كتك ميزند وباعث ميشود او دستگير شود.در اين حين رييس محافظان مخصوص بانو جمي او را ميبيند و به او ميگويد كه همراهش برود او در آنجا محافظان شخصي بانو جمي را نشانشان ميدهد وبه آنها ميگويد كه آنها ميتوانند زندگي راحتي در اينجا داشته باشند در حاليكه اكثر اين افراد محافظ قبلا برده بودند ولي حالا زندگي خوبي دارند سپس ميگويد كه گونگ بوك با جايانگ يكي از آن محافظان مبارزه كند.او نيز با اينكه از او شكست ميخورد ولي مبارزه خوبي انجام ميدهد در پايان رييس محافظان به او ميگويد كه در هر بهار بانو جمي مبارزات رزمي برگزار ميكند كه برنده آن ميتواند به عنوان محافظ بانو جمي انتخاب شود

 

گونگ بوك براي ديدن آموزش پيشرفته نوشيدني گراني براي موچانگ همان كسي كه نوشيدن شير اسب را به آنها گفت ميبرد و از او ميخواهند كه به آنها مهارتهاي فردي را آموزش دهند.او نيز قبول ميكند وتعليمات سخت آنها را آغاز ميكند

و آنها همچنان براي زندگي آينده اشان تمرين ميكنند....

 

لینک خرید امپراطور دریا و جشنواره ها و فیلمهای یانگوم

 

 

 

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[14:45] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


عکسهای منتخب قسمت سوم امپراطور دریا

با سلام

عکسهای منتخب قسمت سوم امپراطور دریا را تقدیم میکنم.

جانگ هوا emperor of the sea

شمشیر بر گردن گونگ بوک emperor of the sea

جانگ هوا و نگاه به گونگ بوک emperor of the sea

غروب غم جانگ هوا emperor of the sea

رقص بانو جانگ هوای کوچک emperor of the sea

گونگ بوک میون و سونگ جان emperor of the sea

جانگ هوا در کنار با نو جمی ورییس دزدان emperor of the sea

جانگ هوا مشغول تمرین emperor of the sea

تمرین جانگ هوا از دیدی دیگر emperor of the sea

جانگ هوای زیبا emperor of the sea

مدل بستن پشت موی جانگ هوا emperor of the sea

جانگ هوا آرام emperor of the sea

جانگ هوا وبرادرش emperor of the sea

گونگ بوک و میون در جزیره emperor of the sea

جانگ هوا ناراحت از تبعید گونگ بوک emperor of the sea

اشکهای جانگ هوا emperor of the sea

تعلیمات موچونگ به گونگ بوک و میون emperor of the sea

دختری زیبا در کلاس آموزش بانو جمی emperor of the sea

 

 

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[14:26] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


یانگوم

سلام دوستان عزیز

چند تا عکس از لی یونگ امیدوارم لذت ببرید

خانوم پلیس

یانگوم خنده رو

یه والپیپر زیبا از یانگوم

نمایی نزدیک از یانگوم

اینم آخریش

به زودی تم هایی رو که خواسته بودید آماده میکنم

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[13:53] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


لی یونگ ا

سلام

اینم عکسای امروز

وای موش بخورتت!!

لی در کنار یک مرد!!(واااااای وااااای)

دیگه هرچی باشه اینقدرم خنده نداره!!

سخنرانی یا خوانندگی؟؟

این لباسو کاملشو ندیدید

لی با لباس تو خونه ای

بای تا بعد

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[12:54] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


شین بی

این یک هدیه از طرف دوستدار شما سیاوش که من خودم وقتی نگاش میکنم لذت میبرم.از شین بی بیده.مگه خودتون نمیبینین؟
 
 
من که خودم کیف کردم امیدوارم شما هم لذت ببرید و برام یکم دعا کنید که به خواستم برسم.
موفق باشید
 

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[10:57] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


عکسهای منتخب قسمت دوم امپراطور دریا

با سلام

عکسهای منتخب قسمت دوم امپراطور دریا را تقدیم عزیزان میکنم

بانو جانگ هوای کوچک emperor of the sea

به سوي معبد emperor of the sea 

بانو جانگ هوای کوچک در حال عبادت emperor of the sea 

گونگ بوک در حال دیدن بانو جانگ هوا در حال عبادت emperor of the sea 

طراوت بانو جانگ هوا از دیدن جزیره ساهیانگ emperor of the sea

بیماری بانو جانگ هوا emperor of the sea

بانو جانگ هوا کوچک و زیبا emperor of the sea

نجات دادن جان گونگ بوک توسط بانو جانگ هوا emperor of the sea

احترام گونگ بوک به بانو جانگ هوا emperor of the sea

بانو جانگ هوا و گونگ بوک بسوی جزیره ساهیانگ emperor of the sea

نگاه بانو جانگ هوا به گونگ بوک emperor of the sea

صحبت بانو جانگ هوا و گونگ بوک در جزیره ساهیانگ emperor of the sea

بانو جانگ هوا زیبا emper of the sea

حمله دزدان دریایی به جزیره چانگ هی emperor of the sea

ترس بانو جانگ هوا و دستگیری او emperor of the sea

 

 

 

 

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[10:51] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


یک کلیپ از جواهری در قصر

سلام دوستان

اینم یه کلیپ تبلیغاتی از خانم پارک ایون هی یا همون یونسنگ خودمون

 راستی این کلیپ تبلیغات چیپسه

                                         دانلود

امیدوارم لذت ببرید.

موفق باشید

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[10:49] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


سانسوریهای قسمت دوم امپراطور دریا

با سلام

قسمت دوم امپراطور دریا سانسوری خاصی نداشت.تنها قسمت کلی که حذف شد قسمتی بود که بانو جانگ هوا در معبد مشغول عبادت بود و در این زمان ندیمه او به سراغ گونگ بوک رفت و از احساسات او به بانو جانگ هوا به او گفت.این سکانس به دلیل اینکه در قسمتی ندیمه بانو جانگ هوا دستان گونگ بوک را میگیرد حذف شد.این سکانس را با صحبتهای آنها بطور کامل برایتان میگذارم تا بیشتر متوجه حرفهای آنها شوید

سانسوریهای قسمت دوم 1

سانسوریهای قسمت دوم 2

سانسوریهای قسمت دوم 3

سانسوریهای قسمت دوم 4

سانسوریهای قسمت دوم 5

سانسوریهای قسمت دوم 6 

سانسوریهای قسمت دوم 7

سانسوریهای قسمت دوم 8

 

 

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[10:35] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


عکسهای منتخب قسمت اول امپراطور دریا

با سلام

تصمیم گرفتم که با گذاشتن هر خلاصه قسمت عکسهای منتخب آنرا نیز برای شما قرار دهم که این عکسها مربوط به قسمت اول میباشد

چانگ میون کوچک در امپراطور دریا

معشوقه بازی جانگ دال

تعجب چانگ میون از دیدن شاهین

سه دوست همیشگی در امپراطور دریا

پسر رییس دادستانی جزیره چانگ هی

شجاعت گونگ بوک کوچک

بازهم گونک بوک کوچک

بانو جانگ هوا و گونگ بوک

بانو جانگ هوای زیبا

گونگ بوک کوچک و خنجر

یون جان امپراطور دریا

 

 

نوشته شده در [جمعه سیزدهم مهر 1386]ساعت[10:25] توسط[میثم] | AddThis Social Bookmark Button


اسکناس یانگوم وعکس

اسکناس یانگوم.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یانگوم ستاره ای زیبا

مشاهده ی عکس در اندازه ی واقعی کلیک کنید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[23:12] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


استاد یانگوم

سلام دوستان.

عکسی از استاد یانگوم.

ببینید  و لذت ببرید....

استاد

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[23:6] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


اطلاع رسانی: سریال Dr. Heo Jun

سلام دوستان.

راستی اینم ایمیل من hotmail_mailer1993@yahoo.com

                                      اطلاع رسانی: سریال Dr. HeoJun
                        با بازیگران سریال جواهری در قصر

 به ندرت سریال جواهری در قصر رو میبینم. ولی همیشه یادم بود که این سریال رو قبلا در یک شبکه ماهواره ای روی هاتبرد دیده بود..و...

چند روز پیش گشتم و این شبکه رو پیدا کردم و تصادفا دیدم یک سریال جدید داره پخش میکنه با نام Dr. Heo Jun.
البته من درست تشخیص داده بودم و سریال جواهری از قصر هم از همین شبکه پخش شده بود که چندین بار تو آگهی های تبلیغاتی به این موضوع اشاره شد و ضمنا برای فروش مجموعه به کسانی که ندیده بودند هم تبلیغات شد...

نکته جالب توجه اینه که تقریبا اکثر بازیگران این سریال همونهایی هستند که در سریال جواهری در قصر بازی میکنند. و کلا روند داستان و لباسها و مکان اتفاق داستان فیلم و کلا دکوراسیون و ... این سریال دقیقا طوری هست که دوست داران سریال جواهری در قصر شاید در دید اول این رو با جواهری در قصر اشتباه بگیرند!

این سریال هر روز از شبکه تلویزیونی جهانی کره به زبان کره ای پخش میشه... اینطور که من فهمیدم:

ساعت پخش:
1- 19 به وقت تهران با زیر نویس چینی و انگلیسی
2- تکرار: ساعت 23 (یا شایدم 22 دقیق الان یادم نیست امشب چک میکنم) همان روز با زیر نویس انگلیسی و فرانسوی

مدت زمان این سریال 30 دقیقه هست. خوبیش اینه که زیر نویس انگلیسی داره و میشه موضوع اون رو دنبال کرد

بهتون قول میدم بعد از اتمام سریال جواهری در قصر این یکی رو حتما ایران پخش میکنه.پس اونهایی که تو کار خرید و فروش سریالهای اینچنین هستند بهوش باشند! مجموعه DVD این سریال در حال حاظر با قیمت $84.99 فروخته میشه و از نظر رتبه در سطح بالایی هست... گویا کره ای ها بجای رقابت با صنعت سینمای هالوود، رفتند تو کار سریالهای رومانتیک خانوادگی

برای من که جواهری در قصر زیاد جذاب نبود این یکی جذابتر هست چون داستانش هر شب تکرار میشه و میشه پیگیری کرد. من از سریالهای هفته ای یک بار اصلا خوشم نمیاد...

Dr. Heo Jun بازیگر کلیدی نقش اول سریال یک پزشک هست که در بیمارستان عمومی شهر در قرن هفدهم به طبابت و مخصوصا با روشهای سنتی کره (طب سوزنی و ...) مشغوله و مشکلاتی طبق معمول براش پیش میاد...

مشخصات کانال پخش:
ماهواره: Hottbird
شبکه جهانی کره : arirang
12207
H
3/4
27500

سایت این شبکه ماهواره ای و اطلاعات بیشتر از این سریال:

CODE
http://www.arirang.co.kr/TV2/TV_Schedule_LayOut.asp?Channel=4



اطلاعات زیر را از شبکه MBC گرفتم و برنامه زمانی پخش این شبکه با شبکه arirang فرق میکنه. اطلاعاتی که در بالا نوشتم از شبکه arirang هست که در ایران قابل دریافت هست.


Details

Title: 허준 / Heo Jun
Also known as: The Legendary Doctor Hur Jun / Medical Rule
Genre: Historical Drama
Episodes: 64
Broadcast network: MBC
Broadcast period: 1999-11-22 to 2000-06-27
Air time: Monday & Tuesday 9:55 PM

Synopsis

This great historical drama about the stormy life story of Hur Jun, a legendary doctor of the Chosun Dynasty.

Hur Jun was an illegitimate child of the governor of Pyong Ahn Do (a region in Northern Korea)and spent his days acting as the leader of a smuggling ring. When caught,his father arranged for Hur Jun and his mother to leave for Kyungsang Do (a region in Southern Korea.) This is where he met the reputable Dr. Yoo and discovered his talent and interest in medicine and healing people. Soon his life started to make a complete turn from his sordid past and he went on to become the emperor's physician.

Cast

Jun Kwang Ryul as Huh Joon
Lee Soon Jae as Yoo Ee-tae
Kim Bong Se as Yoo Do-ji
Jo Kyung Hwan as Yang Ye-soo
Jung Wook as Kim Min-se
Jung Hye Sun as Ms. Son
Park Jung Soo as Ms. Oh
Han In Soo as Ahn kwang-ik
Hwang Soo Jung
Yim Hyun Sik
Kim Hae Sook
Sung Hyun Ah
[edit]Production Credits
Writer: Choi Wan Kyu
Director: Lee Byung Hoon
Asst. Director: Kim Geun Hong 김근홍
Cinematography: Kim Young Chul 김영철
Production: MBC Production



 

Korean Title: Heo Jun
Starring: Jeon Gwang-Ryeol, Hwang Su-Jeong
Director: Lee Byeong-Hun
Studio: Jin Hyun Production
Rating: 15+
Genre: Drama (TV)

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[22:56] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


درود معرفی کوچک

سلام بر تمام دوستان گلم.
نمی دانم من را به یاد دارید یا خیر. بگذارید یه توضیح مختصری براتون بدم بلکه من را به یادم بیاورید البته سودا جان من را می شناسند.....
من یکی از نویسندگان وبلاگ daejanggeum بودم که اوایل با میثم جان و حسین 3 تایی با هم کار می کردیم بعد گذشت چند مدت با مدیر وبلاگ درگیر شدیم و تصمیم گرفتیم که مستقل وبلاگ بزنیم که میثم جان لطف کردند و من و حسین هم که جاش خالی هست شروع به فعالیت کردن کردیم.با گذشت زمان برای من مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم به وبلاگ بیایم و اکنون دوباره برگشته ام از لطفی که میثم جان به من دارند ممنونم .میثم جان دوست صمیمی من است.به هر حال امیدوارم که بتوانم مطالب خوبی را در اختیار شما قرار بدهم.با تشکر.از میثم جان.
راستی اینم آیدی من اگر کاری باشه در خدمتم 24 ساعته.
hotmail_mailer1993@yahoo.com

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[22:50] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


یانی جون

سلام

اینم چندتا عکس دیگه از یانی ( مخفف یانگوم)

یانگوم رفته تو حس

یه عکس خوشگل از لی

یانگوم و یه دسته گل زیبا

یانی خوشگله

توضیحی ندارم بدم!!

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[20:55] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


بانو جمی یا جانگ هوآ

این هم یک عکس از بانوی این سریال. پول داره از روش بالا می ره فکر کنم اگه گونگ بوک عاشق بانو

جمی می شد به نفعش بود چون بانو جمی پول داره... می دانید که............

                   

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[20:53] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


واااااااااااااای

 و این هم یک عکس دیگه از امپراطور دریا. من که فکر می کنم بالاخره این رقیب گونگ بوگ عشق گونگ

بوک بانو جانگ هوآ را آرزو به دل می ذاره. از نگاش معلومه دقت کنید....

    

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[20:47] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


گونگ بوک پیر

سلام دوستان. ببخشید که دیشب براتون مطلب نذاشتم آخه این گوشیم بازی درآورد منم درس خوبی

بهش دادم. اینم یک عکس از گونگ بوک که بعدها با آن مواجه می شوید...

                     

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[20:40] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button


تصاویر برگزیده از سریال امپراتور دریا

سلام به دوستان و همراهان عزیزم

کم کم مطالب وبلاگ به سمت سریال امپراتور دریا رفته! به همین دلیل منم تصاویر برگزیده از این سریال رو تقدیم به شما می کنم که امیدوارم خوشتون بیاد    

ُ

 

 شاد باشید.....در پناه حق ...دوستدارتون ستاره*

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[20:26] توسط[ستاره] | AddThis Social Bookmark Button


لی یونگ ا

سلام

خوبین؟

اینم عکسای عشق من

لی داره از حسودی میترکه!!(خیلی عکس باحالیه،ببینین)

لی : منت نکش منت کش!!

فکر کنم لی به این فکر میکنه چه جوری سر دختره رو زیر آب کنه!

دوستش پرسید جریان چیه؟ داره تعریف میکنه جریانو(جریان عکس اول رو)

لی در مصاحبه ی تلویزیونی(فک کنم رنگین کمان است)

نگاه کنین، بچه هه عکس لی و مینجانگو رو کشیده

لی میگه این مینجانگو است؟؟

پشت صحنه ی فیلم جواهری در قصر(دارن از گیومیونگ فیلم میگیرن)

لی در یک سخنرانی

بای تا بعدددد

نوشته شده در [پنجشنبه دوازدهم مهر 1386]ساعت[16:16] توسط[] | AddThis Social Bookmark Button